گزارش جلسه 97 ام

گزارش سومین جلسه خمر کهن در سال 90،آنتالیا

 

 

بشنو از نی چون حکایت می کند

از جداییها شکایت می کند

کز نیستان تا مرا ببریده اند

در نفیرم مرد و زن نالیده اند

 

با سلام و تبریک سال نو

خدمت تمامی دوستانی که طی سفر نوروزی از حضورشان بهره بردیم و همه عزیزانی که ما را از حضور گرمشان در این سفر بی نصیب گذاشتند

آنچه از نظر می گذرانید شرح کوتاهی از سومین جلسه خمر کهن در سال 90 و در شهر زیبای آنتالیاست

در ابتدای جلسه به یاری خدا و همکاری دوستان موفق شدیم 30 دقیقه تاُخیر را به جا بیاوریم (طبق معمول). سپس در خدمت دکتر مروتی بودیم که با بیان شیرین خود به شرح 35 بیت آغازین مثنوی پرداختند. طبق فرموده های ایشان 18 بیت اول )نی نامه) اشاره ای به حال فعلی آدمی ست و دغدغه های دوری از اصل خود که در تمنای رسیدن به روزگار وصل هستیم واین شامل حال تمامی انسان هاست

در 17 بیت باقی مولوی راه کار و روش زندگی کردن در این شرایط را به ما می آموزد و عشق و شادی را تنها راه آرامش و وصال می داند

 

جسم خاک از عشق بر افلاک شد

کوه در رقص آمد و چالاک شد

 

با تشکر از آقای دکتر مروتی، دیدار دوباره آقای دکتر و خانواده محترمشان را در جلسات خمر کهن آرزومندیم

در ادامه،بحث آزاد خانم دکتر امیر علایی در باب فال و فالگیری آغاز شد که به چندی از جنبه های مثبت و منفی آن اشاره کردند و سپس نگاه ها به سرکار خانم غلامی (همسر آقای غلامی) معطوف شد.ایشان که مهمان ویژه این بحث بوده و در این زمینه صاحب نظر و تجربه هستند،برای ما صحبت کردند.  ایشان برخورداری از این توانایی را برای آنانی که واقعا توانا هستند، نعمت و لطف الهی تلقی نمودند که جنبه مثبت فال و پیشگویی است.

از خانم دکتر امیر علایی و خانم غلامی کمال تشکر را داریم

جای تمامی دوستانی که در این جلسه حضور نداشتند تا از نزدیک و از دید مثبت شاهد این قضایا باشند خالی بود

به قول شاعر:

حق همی خواهد که تو زاهد شوی

تا غرض بگذاری و شاهد شوی

 

 

شادکام باشید

ن.یوسفی

 

 فایل های جلسه(صحبتهای آقای دکتر مروتی)

بخش اول

بخش دوم

 

مطالب مرتبط:

برگی از سفر- شب سماع رندان

/ 12 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسین

و من هم از خانم یوسفی بابت گزارش خوبشان سپاسگزارم

محسن

درود بیکران . جلسه دوم جناب دکتر مروتی هم با موضوعی مستقل و تفسیر نی نامه و ابیات مقدمه مثنوی بسیار پر محتوای و دیدی فراتر از مثنوی خوانی بدوستان هدیه کرد. عشق می گوید به گوشم پست پست .. ...صید بودن خوشتر از صیادی است ... و وقتی صید شدی بقول مولانا به عشق میگویی : [گل] شاد باش ای عشق پر سودای ما .... ای طبیب جمله علتهای ما .... سپاس بیکران از جناب دکتر مروتی که وجود و حضورشون و جلسات خوبی که برگزار شد. این سفر و همسفران را بگونه ای "" خاص "" کرد. تشکر بسیار از خانم نیلوفر یوسفی بخاطر گزارش خوب و اینکه در این سفر بسیار مهربان و صبور و نمونه کامل یه دختر اصیل ایران آریایی بودند. . ارادت : محسن [گل]

حسین

در عکس مربوط به گزارش من در حال تقلب از روی دست جناب لیدر هستم. حتما آقا مصطفی یادش هست

نیلوفر

با تشکر از همه دوستان[لبخند] به خصوص آقای غلامی مهربان که در این سفر برای من مانند یک پدر بودند

مصطفی

حسین جان راست می گویی. طرز نگاهت را به برگه آقای راهنما هیچ گاه فراموش نخواهم کرد. کبی خندیدیم با نفر بغل دستی ام

جناب لیدر

سلام حسین جان اتفاقا من داشتم هم زمان به 4 زبان:انگلیسی.اسپانیایی.ایتالیایی و فرانسوی می نوشتم که شما متوجه نشی[شوخی] تازه فرانسوی هم بدون معلم , خودم یاد گرفتم

نفر بغل دستی آقا مصطفی

ضمن سپاس از سرکار خانم یوسفی عزیز حقیقتا صحنه، سوژه ی یوگای خنده بود..همچنان که جناب لیدر که ازقضا خیلی هم دیر رسیده بود با اشتیاقی غریب قلم میزد، جناب صابری لحظه ای چشم برنمی داشت.. انگار می خواست هر چهارپنج زبان را در همان یک مجلس بدون معلم فرا بگیره.. یادش به خیر..خیلی خندیدیم..از اون خنده های از ته دل

محسن

و اما از ...لیدر .... پسری نجیب و با وقار که از اطلاعات خوب و کاملش نهایت استفاده رو بردیم . او نیز از کم و کاستی های تور آقای نسبتا" محترم کیف کمری ناراحت بود و از جانبی میبایست این نقصان و کمبودها را بنوعی برای ما قابل درک کند . ... بالاخره رییس و صاحب اژانس هم حقی از جیبهای ما دارد. در کل "" مهرداد خدایی "" عزیز هر کجا و در هر سفری هست .. خدایا بسلامت دارش .. . ارادت : محسن

مهدي

اندر کرامات جناب ليدر(دامت افاضاته) ... يکي از شخصيت‌هاي جالب و دوست‌داشتني سفرمون مهردادخان بود. مردي بسيار عاطفي و بامحبت. نمي‌دونم چه‌جوري بود که همه احساسات اين مرد رو مي‌شد تو نگاه لطيفش ديد. بعضي اوقات خودشو خيلي ناراحت مي‌کرد. ناراحتيشم بخاطر کارهاي عجيب و غريب آقاي کيف کمري! بود. کاشکي اينو متوجه مي‌شد اين کارهاي آقاي کيف کمري بود که دلگيرمون کرده بود نه چيز ديگه‌اي. کاشکي مي‌دونست ما چقدر دوستش داشتيم و داريم. [راک]