گزارش جلسه 108

پنج شنبه سوم شهریورماه ١٣٩٠ ساعت ۴ بعدازظهر

پارک قیطریه

دوستان خمرکهنی به یمن حضور پانویس عزیز و به منظور بهره بردن از ایشان، در پارک قیطریه دور هم جمع شدند. بنا بود شروع جلسه با مثنوی خوانی آغاز گردد ولی  سخنران، حسین آقای صابری در ابتدای جلسه حضور نداشت. به همین دلیل جناب علیزاده به منظور استفاده از زمان شروع به شرح غزلی از حافظ کرد.


      به کوی میکده هر سالکی که ره دانست          دری دگر زدن اندیشه ی تبه دانست

  از میکده ای گفت که ماوای سالکان است. که اگر ره آن بیابند، در آنجا قرار گیرند و در پی اندیشه دیگر نخواهند رفت. از جام جم گفت و ارتباط آن با جام جمشید که آن جام ٧ خط داشت و هرکس به اندازه ظرفیت خود از آن جام که در برگیرنده می حقیقت است می نوشد. البته اشاره ای هم به شاهنامه و داستان بیژن و منیژه و ارتباط جام جم به آن نیز به میان آمد.

سپس از دیوانگی و ابلهی گفت که در ره سلوک حسن اعتباری است برای سالک و آن از خلق و تعلقات دوری کردن است. و اشاره ای داشت به حدیثی که : بیشتر اهل بهشت از ابلهانند  و این ابلهان همان انسانهای ساده دلی اند که در بهشت درونی هستند.

پس از شرح غزل و قرائت قطعه ای زیبا از سعدی توسط آقای چیت ساز عزیز جناب علیزاده درباره جزئیات سفر تابستانی خمر کهن توضیحاتی ارائه فرمودند.

تا اینجای جلسه هنوز شارح مثنوی نیامده و این بار پانویس عزیز رباعیاتی از مولانا برای جمع با آن نفس گرم خود خواندند و شرح کردند و آن گرمی نفس، دیگران را نیز به شوق آورد و مشارکت در بحث با همراهی دوستان شکل گرفت.
به بخش پایانی رسیدیم و حالا دیگر شارح پر قدرت ما هم آمده بود  و سعی داشت طبق برنامه زمانی شرح مثنوی را بگوید و داستان را تمام کند و چیزی را هم از قلم نیاندازد بهمین خاطر بسیار محترمانه به حضار گفت چندان وقت ندارد و مطلب برای گفتن بسیار و طلب همراهی داشت و چه زیبا میگفت خلاصه داستان پادشاه و دو غلام و درس هایی که مولانا با طرح این داستان به ما میداد.

بخش پایانی داستان از توجه مردم به دو بخشی بودن تمامی امور ، اینکه هر ظاهری ، باطنی دارد گفت و اشاره به این موضوع داشت که ای انسانها فریب ظاهر را نخورید بر اساس آن قضاوت نکنید، همانطور که پادشاه فریب غلام نیکو صورت که سمبل ظاهر بود را نخورد و پی به ارزشهای غلام گنده دهان که سمبل باطن بود ، برد.

در پایان جناب پانویس نکات نغزی از داستان را که به موضوع اندیشه بر میگردد، بیان داشته و فرمودند در اینجا مولانا به اهمیت اندیشه و فکر اشاره میکند، ولی در داستانهای دیگر به رام کردن و  به زیر آوردن اندیشه تاکید دارد

حاضرین جلسه

رضا میرکریمی، امید رفاه، محمدرضا قاسمی،محسن غلامی، میرمصطفی اسکویی، محمدرضا حافظی، حسین صابری، منوچهر کیا، علیرضا چیت ساز، بهزاد موسوی زادگان، تیرانداز، منصور بنانی، پانویس، مصطفی علیزاده

خانم ها: امیرعلایی، فزونی، کرمی، داودزاده، کلهر، ابراهیمی، بهادری، شیروانی، منصوری، فروزبخش، غفاری، نوری مهر، عربزاده، حسینی، م.محمدی، ش.محمدی، صادقی، چیت ساز

 

بهزاد موسوی زادگان

 اطلاعیه شماره دو سفر گروه خمر کهن (بسیار مهم)

/ 6 نظر / 17 بازدید
مصطفی

مرسی از آقا بهزاد عزیز به خاطر گزارش خوبشان. در کنار دوستان همدل و صمیمی خمر کهن روز خوبی داشتیم. حيف كه چون جايي ديگر جلسه اي داشتم و افطاري بايد جاي ديگر مي بودم، قسمت مثنوي خواني را از دست دادم. راستي شنيده ام كه پس از پايان جلسه و هنگام صرف افطار دوستان ، شيخ ما به كرامتي دفع خطر كرده اند..مبارك است[چشمک]

پانویس

نزدیک بود دوستان بجای افطاری موت را تناول کنند!

یک دوست

سلام خیلی جالب بود ولی ای کاش لطف می کردین و فایل های صوتی جلسه رو هم میگذاشتین [لبخند]

ط.قادری

دوستان عزیز سلام به نوبه ی خودم تشکر میکنم از گزارشات زیبا و جامعی که ارائه می دهید . برای کسانی چون من که امکان حضور در جلسات را ندارند بسیار شیرین و قابل استفاده و تأمل است . یه توصیه ی کوچکی که برای سفر برای دوستان عزیز دارم ؛ اگه امیر جان همسفر شماست یادآوری میکنم به اشعار شیوخی چون حضرت سعدی و حافظ و مولانا و عطار و .. مجهز باشید . آیندگان از باخت ما چه خواهند گفت؟!

اش-محمدی

سلام ا ز گزارش خوبتان ممنونیم از قرار معلوم باید جای جلسه را هر هفته عوض کنیم یک بار هم بیایید پارک پردیسان بد نیست امتجان کنیدشاید نیاز به دفع خطر نباشد...دلم سوخت که وقتمان کم آمد و نتوانستم مثنوی خوانی آقای صابریان را بشنوم منتظر فایل صوتی هستم ممنونم

حسین صابری

تشکر صمیمانه از جناب موسوی زادگان بابت گزارش خوبشان. از جناب "صابریان" هم می خواهم که سر وقت در جلسه حاضر شوند. [لبخند]