گزارشی کوتاه از نشست ۴۲ ام

عصر روز چهارشنبه 7 آذر ماه، پس از ۱۰۴ روز دوری ، دوباره «رندان بلاکش» گرد هم آمده و نشستی دیگر از مجموعه نشست های گروه خمر کهن(رندان بلاکش) برگزار گردید.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

اولین نفری که در محل جلسه حاضر شد، جناب پانویس بودند و  بنده نیز، متاسفانه، آخرین نفر!

پس از احوال پرسی های گرم و اظهار دلتنگی های فراوان، جلسه با اندکی تاخیر آغاز شد؛ ابیاتی از مثنوی خوانده شد و راجع به آن صحبت شد؛ از شاخه ای به شاخه دیگر!

درباره موضوع «توکل» نیز بحث و تبادل نظر شد. الحمدلله ، بر خلاف بسیاری از موضوعات مورد بحث دیگر، این بار، هیچ اختلاف نظری وجود نداشت و   جلسه به خوبی و خوشی ادامه یافت و به پایان رسید. البته به علت پرداختن به مسائل جانبی و حاشیه ای، تعداد ابیات خوانده شده، طبق برنامه پيش بينی شده نبود که چندان هم عجیب نیست.

جای همه دوستان خالی! فضای جلسه و پذیرایی پس از آن، بسیار دلچسب و لطیف بود. و این نشست به یاد ماندنی دقایقی قبل از ساعت 7 به پایان رسید و «جمعیت» روانه منزل خود شدند و نگارنده نیز عازم محل کار.

تا جلسه ای دیگر و دیدار مجدد دوستان اهل دل، حق نگهدارتان

م. علیزاده

 

/ 1 نظر / 6 بازدید
يه لوطی که برای دوستاش مينويسه

ورود به مالزی برای دانشجويان و توريستها همواره همراه با ترس و نگرانی بوده است. اگر قصد داريد بدانيد دلايل اين ترس چيست به وبلاگ کالج هفده مراجعه کنيد. (لينک: http://k17upm.blogfa.com) پاسخگوی همه سوالات شما در مورد مالزی.