برنامه جلسه 100 ام

 

 یکصدمین جلسه مثنوی خوانی گروه «خمرکهن» را روز پنجشنبه این هفته برگزار خواهیم کرد. برنامه این جلسه به شرح زیر است:

مثنوی خوانی - دفتر دوم. داستانتعریف کردن منادیان قاضی مفلس را گرد شهر( حدود ۴۵دقیقه) حسین صابری

بحث ویژه- آثار  خمر کهن در زندگی روزانه ما؛ به بهانه یکصدمین جلسه گروه (حدود 30 دقیقه)

حکایتی از گلستان آقای چیت ساز (حدود 5 دقیقه)

بحث درباره کتاب در تکاپوی معنا(قسمت سوم)- آقای قاسمی(٢٠ تا ٣٠ دقیقه)

 

    برای هماهنگی جهت شرکت در جلسه با شماره 09358065683 تماس بگیرید

مکان : بزرگراه حقانی – پارک طالقانی (ایستگاه مترو حقانی)

زمان: پنجشنبه 15  اردیبهشت  ساعت ١۴  تا ١٧

 

با توجه به نزدیک بودن محل جلسه با نمایشگاه کتاب, انشاله بعد از جلسه ، آنها که مایل باشند سری هم به نمایشگاه می زنند

/ 8 نظر / 17 بازدید
قطره

سلااااااااااااااااااااااااااااااام آقای علیزاده یه پیشنهاد : که تو دلم جاری شد برای تبریک یک صدمین جلسه خمر کهن : اگر برای هر جلسه تا حالا ، یک درخت کاشته بودید الان 100 درخت توسط گروه خمر کهن کاشته شده بود . چند سال است در هر سالگرد تولدم درخت می کارم ... خیلی لذت بخشه ... خیلی جاها هست که می شه این درختها رو کاشت ... لازم نیست در حیاط خونه مون باشه ولی به اندازه ی تعداد برگهاش لذت بخشه و من تا آخر عمرم اینکار رو اگه ممکن باشه ادامه خواهم داد .... دلم می خواد خمرکهن یک جنگل زیبا بوجود بیاره .... هر چند که می دونم با هر لحظه آگاهی درختان معنوی در وجود دوستان رشد می کنند .... درختان زیبای بید مجنون . نارون . توت مجنون . چنااااااااار زیبا ( من عاشق برگهای چنارم ) ، اقاقیا ، عرعر ، یاسمن بنفش . سفید . و . و . و ..... در انتظار دستان پرتوان گروه خمر کهن ...... [رویا] [لبخند] [گل] برای یک صدمین جلسه تون ،

محمد

من به سهم خودم از پیشنهاد خانم قطره استقبال میکنم و ازشون سپاسگزارم بابت این دعوت به کوچه عاشقی به قول جناب پانویس... اما صمیمانه باید اعتراف کنم که به محض دیدن این پیام بی اراده ذهنم شروع کرد به مقاومت و اما و اگر اوردن و با کمال شرمندگی با نگاهی از بالا به پایین ( ذهن درب و داغونمو میگم ) با دیده کوچکی به این ایده نگاه کردن و چندین و چند فعل منفی را نشخوار کردن که نمیشه و هیجا نمیذارن و اصلن درختش گیر نمیاد و تازه بلد نیستیم بکاریم و ... میبینید چه ذهن خشک و برهوتی دارم / چه ذهن بیگانه با سبزی و طراوت / بیگانه با نوی و آفریدن / بیگانه با طبیعت / با فطرت با خدا با خود ... ببخشید از این گستاخی...و بابت تک تک فعلهای منفی ... حالا آماده ام که به سبزی و برگهای درختی که بنشانیم بیندیشم ولو بفرمایید که آن را بر سر کوه قاف باید بکاریم ...

حسین

من قول میدم در این جلسه در دل تک تک حضار یک نهال معرفت بکارم. قبوله قطره؟

قطره

سلام عزیزان .... آقا محمد ، اونقدر راحته که تهیه ی نهال ... الان مدتیه تقریبا تمام گلخونه های شهرم رو شناختم .... قیمت نهال هم فوق العاده ارزونه ... 7 تومان ..تا 12 تومان ... بیا بیا صدات می زنند که اونها رو به مادر خاک بسپریم ..... تازه ما که کاری نمی کنیم تا بلد بودن ، بخواد این کار .... ما فقط امانت رو به صاحبش بر می گردونیم .... نهال رو به خاک .... و شاهد معجزات می شیم .... گلها هم همینطورند کاشتنشون ... از یک دونه ی گل لاله ی عباسی بوته زیبای گل می روید که حدود 100 تا دونه بهمون بر می گردونه ... سخاوت رو می بینید ؟؟!!!! نهال هم راحته .... وای قول می دم اگر کسی دو نهال بکاره ، اونقدر انس می گیره به اون حال و هوا ، که هی می خواد تکرار کنه .... لمس خاک اونقدر آرامش داره که .... تازه شروعشه نهال رو بکارید و شاهد تجربیات زیبای بکر باشید ... [رویا][گل]

قطره

حسین آقای گل ، شما نهالهای معرفتتو در دل ها بکار .... ولی یه درخت بید مجنون هم کنار خونه تون بکار تا 3-4 سال بعد سایه درخت تون و رقص گیسوان زیبای بید ، رهگذران رو به سجده گاه حضور بکشونه .... [پلک][لبخند]

قطره

اون 43 سال نیست هاااااااااااااااااااااااا سه تا چهار سال بعده منظورم ...اشتباه تایپیه .....[خجالت] تازه اگر نهالتون پر برگ باشه ...از همون اولش هم رقص تماشایی گیسوان زیبای بید دیدن داره ..... من عاشق بید مجنونم به خاطر اینکه هم زیباست ... هم سایه داره هم برام " تواضع " رو تداعی می کنه ..... [لبخند]

محسن

درود بیکران بر عزیزان خمر کهن .... . حاصل عمر 100 جلسه ای خمر کهن سه سخن بیش نیست . ... خام بودیم .. دوستانی خوب یافتیم ....از این آرامش و شادمانگی ...خوشحال و مسروریم . ...[گل] نهالهای کاشته شده از سالیان پیش در این جلسات الان درختان دوستی تناوری هستند که بعد از اتمام هر جلسه در انتظار جلسه بعد و دیدار و آرامش حضور دوستان لحظه شماری میکنند. و کلامی ختم : درخت دوستی بنشان که کام دل ببار آرد ... درخت دشمنی برکن که رنج بیشمار آرد ... ......[گل] یکصدمین جلسه ادبی خمر کهن ... برهمه اعضای خوب و صمیمی و خانواده بزرگ "" خمر کهن "" مبارک باد .

قطره

[قهر] نه .... من درختان واقعی هم دوست دارم ، کاشته بشه ..... حالا می شینم اینجا هی چونه می زنم ... برای هر جلسه یک درخت ..... باشه برای هر دو جلسه یک درخت.... نمی شه ؟!!! باشه برای هر 4 جلسه یک درخت ... این هم نمی شه ؟!!! برای هر سال یک درخت .... نمی شه ؟؟!!! فقط یک درخت به نام درخت خمر کهن .... [خجالت] [لبخند] [گل][گل][گل]