گزارش جلسهء سی‌وسوم - خمر کهن

۱۳۸٥/۱٢/٢٧
گزارش جلسهء سی‌وسوم

گزارش جلسه سی‌وسوم گروه خمر کهن (رندان بلاکش)

 

   ساعت سه و نیم، ماشین پنچر. ساعت چهار، ایستگاه مترو دروازه دولت. – "قربان چهارراه کالج پیاده میشم!"

 

   ساعت چهار و نیم، دفتر نشریه آفتاب، دانشگاه امیرکبیر، حاوی(!) آقا مصطفی، علی آقا و مهمان جدید، آقای عزیزی. پس از چاق سلامتی، خانم اصفهانیان و آقا سامان هم می‌رسند. هر دو جعبهء شیرینی بدست!

 

   دو خانم میهمان این جلسه، خانم‌ها دباغ و همراه(!) نیز پس از تماسهای فراوان و گفتگوهای زیاد و فداکاریهای بسیار بالاخره به جمع می‌پیوندند. خوش آمده‌اید!

 

   به تفأل خانم اصفهانیان، آقای عزیزی عزیز مهمان عزیز گروه، غزلی از حافظ را جهت تبرک و آغاز برنامه می‌خواند.

 

   بررسی غزل شمارهء 2938 دیوان کبیر بمطلع زیر، اولین بخش برنامه است:

 

           آن مه چو در دل آيد او را عجب شناسی؟

                                               در دل چگونه آيد؟ از راه بی‌قياسی

 

 پس از روخوانی و تعریف چند واژهء احتمالاً ناآشنا در این غزل، نویسندهء این سطور به بررسی ابیات و گزیده مفاهیمی از ابیات آن می‌پردازد، مفاهیمی همچون قیاس(مقایسه)، عملکرد ذهن و دل، دانستن و توصیف در مقابل دیدن، تسلیم و پذیرش خود، بند و محبس نفس. نیز صحبت دربارهء سمبلهای یوسف و چاه، تن و رسن، قبای اطلس و پلاس. همچنین در مورد طربناکی ذات هستی و حریف جام بودن انسان و دیگر موضوعات.

 

   در ضمن ِ و نیز پس از شرح غزل، برخی دوستان هم نظر خود را در بعضی موارد ارائه می‌کنند و گفتگویی درمی‌گیرد. در این بین خوشبختانه شاهد مشارکت خوب و فعال سه میهمان عزیز گروه هستیم. این دوستان هرچند اولین بارشان است که در جلسه‌ای از مجموعه جلسات گروه خمر کهن حضور دارند، اما بخوبی در گفتگو شرکت می‌کنند و پیدا بود که از ذهن دقیق و آماده‌ای هم برخوردارند، بخصوص دو خانم میهمان.

 

   میان برنامه: صرف شیرینی قبولی خانم اصفهانیان همراه با چای و نیز کیک و گپ دوستانه و از هر دری سخنی. علی آقای عکاسباشی نیز در همین بین، سخنان پراکندهء دوستان را ماهرانه به سمت و سوی موضوعی که قرار است در بخش بعدی ارائه نماید، سوق می‌دهد!

 

   این علی آقای ما دیگر یک پا کارشناس بحث آزاد شده است و خیلی خوب بر روند گفتگوها مدیریت می‌کند. خدا قسمتمان کند یک "شب مهتاب" در برنامه‌های ایشان در کوههای دربند شرکت نمائیم.

 

   القصه، صاحب وبلاگ "دید جدید به هستی" بحث صبر را آغاز می‌کند و با ذکر تعریف‌های آن در فرهنگ دهخدا، بطور مبسوط به تفاوت "صبر" و "انتظار" می‌پردازد. از مفیدترین قسمتهای این بحث، بیان همین تفاوت است. در "انتظار"، حصول چیزی، چشمداشت به چیزی و وعده به آینده نهفته است اما در "صبر" چنین نیست.

 

   بدنبال طرح این موضوع، علی آقا بحث "صبر" را در داستانهای انبیاء و سپس در تفسیر سورهء العصر قرآن کریم باز می‌کند. تعریف بسیار امروزی(!) و شیرین و روان، خیلی خودمانی و پر شور و تاب قصه‌های قرآنی توسط علی آقا از جذاب‌ترین بخش‌های این بحث است.

 

بیت

محمد دیدن و موسی شنیدن              شنیدن کی بود مانند دیدن!

 

باید می‌بودی و می‌شنیدی! نقال‌های حرفه‌ای باید پیش عکاسباشی گروه لُنگ بیاندازند و رخصت بطلبند. معرکه کردی علی آقا!

 

   با اشاره‌های مدیران محترم، بحث "صبر" جمع‌بندی می‌شود و به اتمام می‌رسد و قرار می‌شود بزودی متن آن در وبلاگ و یا کلوب گروه قرار گیرد.

 

   وقت جلسه به پایان می‌رسد اما حکایت همچنان باقی! حکایت پیکان و ماکسیما! گفتگویی بین دوستان انجام می‌شود و به صلاحدید مدیریت گرامی، ادامهء صحبت دربارهء "مقایسه" به زمان دیگری موکول می‌شود.

 

   در پایان پایان جلسه نیز هدیه‌های سال نو رد و بدل می‌شود، جامه‌ها دریده و نعره‌ها برمی‌خیزد!

 

   چند نکته، انتقاد و پیشنهاد و ایراد بنی‌اسرائیلی: 1- آقا این مثنوی‌خوانی رو حذف نکنید. خدا رو خوش نمیاد. 2- چرا عضوی که جلسهء پیش مثنوی‌خوانی داشته، متن تفسیر ابیات رو طبق معمول در وبلاگ و کلوب و گروه یاهو قرار نداده؟! این عضو و نیز مدیریت باید مورد مواخذه قرار گیرند. 3- گربهء پشمالوی دم درب دانشگاه چرا این جلسه غیبت داشت؟! کی مسئول حضورغیابه؟ 4- "فیه‌ما‌فیه"خوانی چه شد؟ 5- بررسی یک فیلم معناگرا هر چند جلسه یکبار (پیشنهاد مدیریت محترم) را لطفاً پیگیری فرمایید.

 

   ... سونا خشک! "مسافرین محترم، ایستگاه پایانی می‌باشد..."

 

 


[ پست الكترونيك ]