گزارش جلسه ۳۰ ام - خمر کهن

۱۳۸٥/۱٠/٢۸
گزارش جلسه ۳۰ ام

دوستان سلام

جلسه 30 رندان بلا كش با اتفاقات عجيب و بحث جدي و خوشبختانه بدون مجروح و كشته به خير گذشت

 افراد حاظر : خانم اصفهانيان آقايان پانويس - معين - مصطفي _سامان - حميد ياسي پور - و علي پاداش

 جلسه 4:45 شروع شد و جناب پانويس ابيات 769 الي 811 را قرائت و تفسير نمودند كه بسيار مفيد بود. ضمن خواندن ابيات حكايت پادشاه جهود بحثي جديدي مطرح شد راجع به نفس و خواسته هاي نفس كه با وارد شدن خانم اصفهانيان و سامان و عكاس باشي، بحث داغ تر شد. آنقدر كه رئیس جلسه گفتند: بحث در آخر جلسه ادامه يابد. خلاصه بعد از اتمام مثنوي خواني، مشغول به خوردن شيريني آقا سامان  شديم. وي ديروز از پروژه خود دفاع كرده بوده و به سلامتي فوق ليسانس را گرفتند كه آرزوي موفقيت بيشتر وي را داريم.

 آقا حميد هم بعد از گذراندن غيبت كبري در جلسه حاضر بودند و من كه فكر مي كردم همه اعضاي جلسه را مي شناسم، فكر كردم عضو جديد هستند ... زماني كه همه مشغول شيريني خوردن بودند، من جنسهاي تاب را به مصطفي تحويل دادم از خوشحالي دستانش مي لرزيد من هم با چه نگراني اين جنسها رو براش اورده بودم كه بيشتر نمي توانم توضيح دهم.همون دفعه قبل كه عكس پخش نمودم ممنوع از عكاسي شدم و لذا عكسي ندارم!

 بعد از مراسم شيريني خورون سامان ؛ مصطفي عزيز وارد عوالم حافظ شدند و گروه را با حال و هواي حافظ آشنا كردند و غزل خوشا دلي كه مدام از پي نظر نرود را به صورت مبسوط معني و تفسير نمودند

 در آخر جلسه بحث داغي بين افراد جلسه راجع به واقعيات اجتماعي و خواسته ها ي ما مطرح شد كه من لذت بردم

 در آخر براي اينكه به همه نشان دهيم قورت دادن ماه چيزي نيست كرامتي از مصطفي عليزاده رخ داد ما با آسانسور طبقات را طي نموديم ولي وي سريع تر از ما پايين ساختمان رسيد و تازه بين راه هم چك نمود كه آقاي دكتر صالحي حضور دارند يا نه آري كرامت طي الپله كردن اولين قدم طي الارض نمودن است

 بيش از اين اذيتتون نمي كنم / آرزوي قلبي من شاد بودن شما است

 شاد شاد - علي پاداش

85-10-2۷


[ پست الكترونيك ]