بلعیدن ماه که چیزی نیست! - خمر کهن

۱۳۸٥/۱٠/۱٦
بلعیدن ماه که چیزی نیست!

 

بلعیدن ماه که چیزی نیست!

 

گزارش یکی از جلسات گروهمان، رندان بلاکش(خمر کهن)، به قلم دوست هنرمند ما و شکارچی لحظه ها، علی آقا، به رشته تحریر درآمد و در آن سخن از «بلعیدن ماه توسط جناب پانویس» و «گرفتن ِ‌عکس» این رخداد به یاد ماندنی! به میان آمد. با قرار گرفتن این مطلب در وبلاگ گروه، ‌حس کنجکاوی عده ای از خوانندگان آن، که ظاهراًً کمابیش با آقای پانویس به صورت مجازی ارتباط و آشنایی داشته اند، تحریک شده و مشتاقانه جویای صحت و سقم این مطلب شدند و ... باقی ماجرا هم که ناگفته پیداست: سخن از «کرامات مشایخ» است و چیزی شبیه به آن!!

نگارنده این سطور، از آنجا که خود، در هنگام رخداد این عملیات محیرالعقول، در منطقه عملیاتی! حاضر بوده و به دو چشم خود، ماجرا را مشاهده کرده است، تصمیم دارد تا با ارائه توضیحاتی مختصر، به رفع ابهام از حقیقت ماجرا بپردازد. لطفاً‌ پیش از خواندن ادامه مطلب، وضو بسازید!

 

اول آنکه، در روزگاری هستیم که بسیاری از زیرکان فرهیخته(!) در زیر پرچم عرفان و تصوف و ارادت به حضرت مولانا و سایر عرفا، مریدانی بسیار گردِ خود جمع کرده و داعیه کرامات و افاضات دارند و دستگاه و دکّانی برای خود فراهم نموده اند و هزاران رسم و بازی و ژست و ادعا و ... . در چنین اوضاعی کافیست تا بگویی :« فلانی که در غوطه‌وری در دریای مثنوی مهارتی دارد، ماه را بلعیده...»؛ آنچه در پی این خبر در اذهان، نقش می بندد، یک چیز است: « کرامتی نو!»

 شنیدن خبر «بلعیدن ماه» توسط شخصی خارج از جرگه دکّان‌داران ِ عرفان و تصوف، برای ایشان، تحریک حسّ حسادت و رقابت و غیره را به همراه داشته و شاید برای مریدانشان، تشکیک در جایگاه «حضرت استاد»شان را و نیز اینکه «چرا شیخ ما، ماه خوردن نتوان!؟». و بعید نیست که برخی از متعصبین این قوم در صدد شناسایی موقعیت صاحب کرامتِ نوظهور برآمده و ... .

 

دوم آنکه، وقتی فلان عارف نامی (که ذکرش در تاریخ رفته است)، به نگاهی درختان بیابان را برای رهایی مریدانش از فقر، به طلا تبدیل می کند و دیگری در پاسخ به درخواست مریدان – که هوس خرما کرده اند!!- می گوید مرا تکان دهید و اینچنین با تکان دادن وی، خرمای فراوان از وی به زمین می ریزد تا مریدان بخورند و لذت برند! و نیز بسیار کرامات دیگر که مجال ذکر آن نیست، چرا «پانویس» ما ، ماه را نبلعد!؟ اگرچه او ادعایی ندارد و مرید و شاگردی هم. و نیز در تاریخ هم، ثبت نشده است!!!

 

و آخر آنکه، اعضای گروه خمر کهن (رندان بلاکش)، بر اثر ریاضت(!) های بسیار و برخورداری از عنایات ویژه‌ی صاحبان کرامات، ظاهراً خود، به خودکفایی رسیده و صاحب کرامت گشته اند! و  بنابراین، از این به بعد، از کارهای خارق العاده اعضای این گروه بیشتر خواهید شنید! بلعیدن ماه که کار پیش پا افتاده و بسیار ساده ای بود و در کمتر از یک دقیقه انجام شد ( اگر علی آقای ما تند و تیز تر می‌بود، و یا شاید دهان جناب پانویس بیشتر باز می‌شد!، ظرف چند ثانیه این عملیات به پایان می رسید!).

 هم اکنون، یکی – دو نفر از اعضای بلاکش ما، بر روی پروژه «لیس زدن خورشید»! کار می کنند و طرح « یه قل-دو قل با سیارات!» در دست بررسی است! که انشا الله به زودی به سرانجام خواهد رسید و البته تصاویر مربوطه برای آگاهی اذهان جویای حقیقت(!) از طریق اینترنت منتشر خواهد شد.

 

در پایان به اطلاع می رساند که به زودی «مدرسه کرامات خمر کهن» (چیزی شبیه به مدرسه جادوگری هری پاتر!)، کار خود را شروع خواهد نمود و علاقمندان می توانند با ثبت نام در این مدرسه، پس از گذراندن دوره های پیش بینی شده، به مقامات و کراماتی دست یافته و عیون ایشان به انوار حقیقت، منور گردد!

 

مصطفی علیزاده

دی 1385

 


[ پست الكترونيك ]