نخستين نشست هفتگي شهر كتاب "از عطار تا مولانا" برگزار شد - خمر کهن

۱۳۸٥/۳/٢
نخستين نشست هفتگي شهر كتاب "از عطار تا مولانا" برگزار شد

در آستانه روز بزرگداشت عطار نيشابوري، نخستين نشست هفتگي شهر كتاب در سال جديد با عنوان "از عطار تا مولانا" برگزار شد.

به گزارش روز سه شنبه خبرنگار فرهنگي ايرنا،اين نشست ادبي باحضور "مهدي محبتي" و "محمود فتوحي" درباره اين دو قطب عرفان و ادب فارسي تشكيل شد.

سخنرانان در اين نشست درباره "انديشه‌هاي فريدالدين عطار نيشابوري و مولانا جلالدين بلخي از نگاه تطبيقي"، "نقد و مقايسه ديدگاه‌هاي ادبي عطار و مولانا" و "نماد و تمثيل در شعر عطار و مولانا به ايراد سخن پرداخته و بحث و گفتگو كردند.

بهانه نشست اين هفته شهر كتاب، روز ‪ ۲۵‬فروردين، روز بزرگداشت عطار در جهان ادبيات و سال ‪ ۲۰۰۷‬به عنوان هشتصدمين سال تولد مولانا بود.

مهدي محبتي در نقد و مقايسه ديدگاه‌هاي عطار و مولوي تحت عنوان "صورت بي‌صورتي" گفت: معمولا سنت عرفا در طول تاريخ ادب ستيزي بوده است .

وي با بيان اين كه اين امر سنت‌شكني بيش نيست، افزود:سه قله عرفان اسلامي و ايراني يعني "سنايي عزنوي"، "عطار نيشابوري" و جلال‌الدين بلخي خود شاعر بودند.

"در آثار خود اين شعرا ‪ ۱۱‬هزار بيت شعر در تبيين شعر وجود دارد و حتي يك سوم "فيه و مافيه" مولوي درباره ماهيت مسئله ادبيت و جوهر شاعرانگي است."
اين استاد دانشگاه با بيان اينكه بايد ميان توجه مطلق و بي‌توجهي جهت‌دار فرق قائل شد، تصريح كرد:حدود ‪ ۲۵‬درصد از ذهن عرفا به نفي و يا اثبات، صرف ادبيت ادبيات شده است.

محبتي افزود: گرچه اين سه عارف نامي در اشعارخود به فرم و قالب بي‌توجهي نشان مي‌دهند، ولي در بسياري از آثار آنها بويژه در آثار مولانا، "لفظ" و "شكل" به "مفهوم" مقدم است.

وي شاه كليد درك عرفان ايران را سنايي، عطار و مولوي خواند و گفت: اين سه زبان وحي را شناخته بودند و مولانا شعر را عين شريعت و شريعت را عين شعر مي‌دانست و سنايي نيز باوجود نفي شعر، تا لحظه آخر عمر خود شعر سروده است.

وي تاكيد كرد:مولانا و انديشه‌هاي‌او در پنج كتابش، راه ادب و عرفان فارسي را باز كرد و راه‌هاي بن بست ادبيات غرب را نيز گشود.

محمود فتوحي نيز در سخنان خود با عنوان "تمثيل و نماد در آثار عطار و مولانا" گفت: سنايي، عطار و مولوي طلايه‌دار دو قلمرو بزرگ شعر، يعني "تجربه نماد گرايانه" و "تجربه تمثيل" هستند.

وي با معرفي مراحل "تشبيه"، "استعاره"، تمثيل" و "نماد" در شعر فارسي، به تعريف و بيان تفاوت هر يك پرداخت و گفت: در تمثيل، سويه هدف مرئي و در نماد اين سويه نامرئي است.

اين استاد دانشگاه افزود: تمثيل به قول استاد زرين كوب اغناي منبري است در حالي كه نماد يك عالم شخصي است و عطار و مولوي نيز فغان برآوردند كه اين حس در بيان نمي‌آيد.

فتوحي آگاهي مستتر در تمثيل را "از پيش دانسته" خواند و درباره نماد گفت: نماد فرم دادن به آگاهي‌هاي عقلاني است و خود سرچشمه آگاهي بوده و مسبوق به سابقه نيست.

وي دوره اين سه شاعر و عارف را دوره عقل‌گرايي تاريخ ايران خواند و گفت:
اين در حالي است كه عصر صفويه "دوره استعاره" است كه بسيار سطحي بوده و دوره‌اي است كه عقل، تجربه عقل‌گرايانه و تجربه‌هاي شهودي عارفانه در آن به حضيض ذلت مي‌رسد.

وي با بيان اينكه نماد و تمثيل دو وادي متفاوت است و عاشقان حقيقت از هر دو روش به موازات هم سود مي‌جويند يادآور شد:اين دو وادي در "ملا صدرا" با يكديگر تركيب و به مرحله شهودي مي‌رسد.

وي با بيان اينكه تمثيل اغنا مي‌كند و نماد بر مي‌انگيزاند، افزود:تجربه- هاي سورياليستي تنها محصول غرب نيست، بلكه در ادب فارسي و حتي در كتب مقدس و در آثار رو باستان نيز وجود داشت.

وي ادب را تجربه بشري خواند و آنرا محصول يك كشور خاص ندانست و افزود:
حتي منشاء رمانتيسم آلماني در آثار "گوته" نيز ادب فارسي است كه از ايران به تركيه و سپس به بوسني و بعدها به آلمان رفت و گوته از آن بهره برد.

 

#M.A#


[ پست الكترونيك ]