عشق (بخش اول) - خمر کهن

۱۳۸٥/۳/٢
عشق (بخش اول)

عشق (بخش اول)

 

-         آيا تا کنون عاشق شده ايد؟ اصلا عشق چيست و عاشق کيست؟ آيا همه می توانند عاشق شوند و يا عاشقی استعداد خاصی می خواهد که در وجود برخی نهفته است؟ از بين آدمهايی که دور و بر من هستند، حداقل نيمی از آنها ادعا می کنند که عاشق شده اند!!! ولی هميشه صحت ادعای اين آدمها برای من جای ترديد باقی گذاشته . . .

 

-         در لابلای ابيات و مکتوبات شعرا و فلاسفه قديم و اخير کشور ما، واژه عشق به دفعات تکرار شده؛ از جمله در اشعار مولانا- که من فکر می کنم اگر به جای حکيم، شاعر، فيلسوف و هر صفت ديگری او را عاشق بناميم، روح و روان بلندش خرسند تر خواهد بود- و بويژه در جای جای مثنوی معنوی در باب عشق و کشش های عاشقانه – عمدتا در قالب گفت و شنودهای عاشق و معشوق – ابيات بسياری سروده شده است. اولين توجه مولانا به عشق را می توان در ابيات نی نامه يافت که به عنوان سرآغاز و مقدمه ای مختصر و جامع در ابتدای مثنوی سروده شده است.

 
آتش عشق است کاندر نی فتاد          جوشش عشق است کاندر می فتاد 

نی حديث راه پر خون می کند           قصه های عشق مجنون می کند

 
      تفاوت اساسی که در مقايسه آثار مولانا با ساير شعرا و عرفا بارز است، سادگی بيان او و استفاده بسيار زيبا و بجا از روايتهای تمثيلی است. او بجای استفاده از عبارات پيچيده و نامانوس و يا اصطلاحات خاص عرفانی برای بيان مضامين و مفاهيم و نکات مورد نظر از نمادهای داستانی و تمثيلهای موجود در جهان اطراف استفاده می کند که نه تنها دشوار و پيچيده نبوده بلکه قرابت ديرينه ای با ذهن اکثريت خوانندگان داشته و اين هنر شگرف وی تاثير گذاری اشعارش را به مراتب افزايش داده است. - بحث بيشتر در مورد اين موضوع به آينده موکول می گردد، با اين توضيح که اطلاعات خوانندگان در اين مورد برای نويسنده بسيار ارزنده خواهد بود-

 
-         ممکن است اين سوال پيش آيد که آيا معنای مد نظر شاعر از واژه عشق در تمام آثار وی يکسان است و يا مانند برخی واژه های ديگر – نظير واژه "فرهنگ"- معانی مختلفی را در ذهن متبادر می سازد؟ و نيز اينکه آيا معنای اين واژه در طول قرنهای متمادی يکسان بوده و يا نظير بسياری واژه های ديگر دچار تغيير و تحول و يا تکامل گشته است؟    

در واقع هدف من از نگارش اين چند خط - و مطالبی که تحت همين عنوان در روزهای آتی در وبلاگ قرار خواهم داد – طرح سوالاتی از اين دست است که در ذهن من وجود داشته و ممکن است در برخی از آنها با شما شريک باشم. سعی می کنم کمتر به اظهار نظر شخصی و احيانا جواب هايی که گرفته ام، بپردازم و بيشتر خلاصه ای از مطالعاتی را می نويسم که در اين زمينه داشته ام- با اولويت و محوريت آثار مولانا- هر چند از هر گونه بحث در مورد مباحث و سوال های مطروحه در قسمت کامنت به شدت استقبال می کنم.

 
نوشته شده توسط: سامان قديانی


[ پست الكترونيك ]