نوش کنید! میوه تقلید را - خمر کهن

۱۳٩٠/٩/۱٢
نوش کنید! میوه تقلید را

شاید تا حالا بیش از ده بار برایم و برایتان این ایمیل آمده باشد که:

بخوانید وچند بار بخوانید تا ضرب آهنگ درونی این غزل و حال مولانا را حس کنید و از عمق وجودتان بفهمید آنچه را که او گفته است

تقدیم به سوختگان راه مولانای روم...آن آشنای دیرینه  (!!)

نوش کنید کلام مولانا را...

 

نه مرادم، نه مریدم

نه پیامم، نه کلامم

نه سلامم، نه علیکم

... ( و الی آخر!!)

 خیلی ها مان هم همین ایمیل را برای دیگران می فرستیم. من کسی را می شناسم که حتی این شعر را کامل نخوانده و چون نام مولانا را بر پیشانی داشته برای دیگران و از جمله من، فوروارد کرده!

شاید بیش از ده بار روی این شعر در وال دوستان کامنت گذاشته باشم که : به تار سیبیل همان حضرت مولانا که این شعر از مولانا نیست! و دوباره ایمیل هایی می رسد و دوباره در وال دوست دیگری می بینم که نوشته شده: «غزلی زیبا از مولانا جلال الدین بلخی رومی»

اگر این شعر را یک بار با اندکی(فقط اندکی) دقت ادبی بخوانیم و اگر فقط دو تا غزل مولانا را همان دقت خوانده باشیم می توانیم به راحتی آب خوردن تشخیص دهیم که جنس کلام این شعر با آن «غزلیات» مولانا چقدر متفاوت است. تفاوتش از ثری تا به ثریاست!

نمی دانم کدام شیر پاک خورده ای اولین بار این تخم لق را دهان خلائق شکست و این بازی را راه انداخت.

خود جناب شاعر هم که آفتابی نمی شود! شاید کلی خوشحال است از اینکه شعرش را آنقدر بالا برده اند که به مولانا منسوب کرده اند. شاید هم کلی پکر است از اینکه شعرش را برداشته اند و نامی هم ازش نمی برند!

 همه این ها را گفتم، اما این را نگفتم که « اصلاً  مصطفی علیزاده،به تو چه که جماعت این شعر را به اسم مولانا همه جا دارند پخش می کنند؟! تو هم عرضه داری، یک نیمچه غزلی بگو و به اسم سعدی توی نت پخش کن. کی حال داره بره  بین آن همه غزل سعدی دنبالش بگردد !»

و جواب: «مگه مجبوریم هرچه دیگران می گویند و می نویسند تکرار کنیم، آن هم با افتخار!؟   خلق را تقلیدشان بر باد داد!»

حالا لابد باز هم باید نوش کنیم! نه کلام مولانا را، که میوه تقلید را! و تقلید، همین دست به دست گرداندن این شعر است تا از قافله عقب نمانده باشیم!

 

(( این یادداشت قبلا در وبلاگ بی رنگی منتشر شده است و حالا با اندکی تغییر در وبلاگ خمرکهن قرار داده می شود))


[ پست الكترونيك ]