آنچه در جلسه صد و هفتم گذشت! - خمر کهن

۱۳٩٠/٥/٢٩
آنچه در جلسه صد و هفتم گذشت!
این دهان بستی دهانی باز شد
تا خورنده لقمه های راز شد
لب فروبند از طعام و از شراب
سوی خوان آسمانی کن شتاب
صد و هفتمین جلسه گروه خمر کهن با حضور دوست و یار قدیمی و گرانقدر جناب آقای پانویس در ساعت 17 بیست و هفتم مرداد ماه 90 در یکی از آلاچیق های با صفای پارک قیطریه برگزار گردید.

یکی از تفاوتهای بارز این جلسه با جلسات دیگر حضور عزیزانی از راه دور (مثل اصفهان) و نزدیک- مثل رهگذران بی دغدغه پارک بود .انگار بهتره جای اسم اشاره به دور و نزدیک را برای این دو گروه عوض کرد.
جلسه در ابتدا کمی حالت رسمی به خود گرفته بود و آقای علیزاده تلاش میکرد کمی حال و هوای جلسه رو تلطیف کند.
ساعت از 17:15 می گذشت و هنوز از آقای صابری (مثنوی خوان)، آقای چیت ساز(سعدی خوان) و خانم جاوید پور خبری نبود. اما در عوض آقای گودرزی و بنانی مثل همیشه پر انرژی و مثبت آماده بودند.
آقای گودرزی در ابتدا از من، از هویت فکری و از بوجود آمدن اولین من در وجود هر انسانی  با عنوان اسم وی  یاد کردند.
در ادامه از مشاهده، مشاهده بی مبارزه، سخن به میان آوردند.یعنی مشاهده ای که در آن غرض ورزی نباشد. حضور کامل در انجام کارها یا بهتر بگویم حضور کامل در بودن!
حضوری گر همی خواهی از او غایب مشو حافظ
                                                 متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها
و زیباتر از همه از زبان اکهارت تله سفارش به پذیرش نپذیرفتنی ها. یعنی همه آن مقاومتهایی که در مسیر تغییر داریم را عاشقانه بپذیریم. آن زمان است که شیرینی تغییر را حس خواهیم کرد.
مابین صحبتهای آقای گودرزی ،آقای چیت ساز به همراه دختر و دامادشان و جعبه زولبیا به دست آمدند .ایشان شروع به خواندن قسمتی از گلستان سعدی کردند به نام"جامع بعلبک". لطافت سخن سعدی با بیان شیوای آقای چیت ساز دو چندان می شد. آن هم پس از 3-4 ماه سکوت!
چه کنم با که توانم گفت که او
در کنار من و من مهجورم!؟
و حالا حسین صابری آذوقه به دست سر میرسد و به خواندن ادامه حکایت "امتحان پادشاه به آن دو غلام که تازه خریده بود"پرداخت.ظاهرا قسمت سخت این حکایت به  ایشان افتاده بود. تنشهایی ازنوع تذکر بابت محدودیت زمان به صورت بی صدا مابین آقای صابری و علیزاده در جریان بود که خیلی هم پوشیده بر سمع و بصر حضار نبود.
در این قسمت از حکایت مولانا از دو مفهوم "جوهر وعرض" سخن به میان آورده شده.
جوهر:چیزی که وجودش قائم به خود باشد و به چیز دیگری احتیاج نداشته باشد.
عرض: دقیقا نقطه مقابل جوهر. لازم الوجود به جوهر.
مثل توصیف یک جسم .خود جسم جوهر است و رنگ آن عرض آن.
اعراض قابلیت انتقال به عالم حقیقت را ندارند اما میتوانند بر جواهر تاثیر بگذارند.مانند نماز یا روزه و عبادات که بر جوهر وجودی انسان تاثیر گذارند  اما به جایی دیگر منتقل نمیشوند.به این جمله بنگرید:
اگر وسیله ای برای انجام فعلی استفاده شود ،آن وسیله آلت است و آن فعل غایت!
در پایان صحبتهای آقای صابری، آقای پانویس توضیح کوتاه و خلاصه ای در مورد مثالها و مفاهیم موجود در داستانهای مولوی دادند مبنی بر این  که باید از همه آنها یک تآویل خودشناسانه کرد و آن را مد نظر قرار داد. نه فقط به خود آن موضوع یا مثال توجه کرد.
آقای بنانی به تعبیر خود انسان از رویدادهای زندگی اشاره کرد که میتواند دل  همه آنها را، چه مثبت چه منفی شکافت و انرژی مثبت آن را دریافت کرد.
اواخر جلسه به پرسش و پاسخ میان دوستان گذشت و جالب توجه آنکه آقای پانویس به اکثر پرسشها پاسخی کوتاه و چکیده می دادند. در حد چند جمله و این انگار محرکی برای سوال کننده بود.
پرسشها پراکنده بود از پذیرش هویت فکری گرفته تا چالشهای دینی و پاسخ به این سوال کلیشه ای:هدف از زندگی؟؟؟؟
که یکی از جالبترین پاسخها هم همین بود که کسی این سوال را می پرسد که اصلا  زندگی نمیکند. مثل کسی که در کنار رودخانه ایستاده باشد و بپرسد که بقیه چرا شنا میکنند؟ او درک و تجربه ای از شنا کردن ندارد.
در حاشیه پرسش و پاسخها، شورای مصلحت نظام گروه که متشکل از آقایان علیزاده و صابری و میرکریمی و خانم امیرعلایی بودند طی نشستی به برنامه ریزی افطار پرداختند و پس از آن تقریبا همه اعضا گروه مشغول به کار شدند. البته این جانب در امان ماندم.
سفره رنگین و با صفا گروه چیده شد .از آش شیرازی خانم امیرعلایی گرفته تا حلوای دستپخت مادر آقای میرکریمی و نان سنگک دو رو خاش خاشی آقای کبودوندی که معلوم نشد آخر سر خودشون شاطر بودن یا نه؟؟! فقط نوای آقای شجریان (این دهان بستی...)را کم داشتیم که آن هم حتما در گوش جانها خوانده شده بود.
جای عزیزانی چون خانم ها صادقی و جاویدپور و آقایان غلامی، فرید زاده و دیگر عزیزان بسیار سبز بود.
دیگر عزیزان حاضر:  آقایان قاسمی، موسوی زادگان، فیاضی، حافظی، کریمی، قراچایی، متقی، کبودوندی، اسکویی، محمدی، رفیعی، یوسفی، قادری، صالحی، صابر میرکریمی و ... و بانوان م محمدی و دخترشان، ش.محمدی، فزونی، کرمی، یوسفی، ورزنده، معتمد، کارگری، ابراهیمی، وحدتی، رحیمی، فروز بخش، کریمی ، چیت ساز،نصیر،فریبا و ... که حضورشان گرما بخش جمعمان بود.
حدیث احسانیان
ذکر چند نکته:
پیش از هر چیز، لازمست از خانم احسانیان تشکر کنم که مانند چندجلسه گذشته - و حتی کامل تر- گزارش مبسوطی از جلسه نوشته و ارسال نمودند.
ذکر چند نکته را خالی از لطف ندیدم.
اول آنکه حضور داوود عزیز ( همان پانویس) پس از دو سال در جلسه خمر کهن یادآور خاطرات بسیار شیرینی برای ما بود. زمانی را به یاد دارم که جلسات خمر کهن حتی با سه یا چهار نفر برگزار می شد. و یک بار هم جلسه خمر کهن با دو نفر(بله دو نفر!) برگزار شد. و حالا در روزی که داود عزیز به ایران سفر کرده و در جلسه صدوهفتم شرکت کرده، 42 نفر در جلسه حاضر بودند.
دوم- ما خمر کهنی ها هیچ وقت به این فکر نمی کنیم که جلسه مان را رونق بخشیم و بر تعداد حاضران بیافزاییم. این اساسا با خواست و مشی و اساس گروه صمیمی و یکدل خمر کهن فاصله دارد. اما حالا که در جلسات ما 20 -30 نفر و حتی در جلسه صدو هفت، 40 نفر حاضر می شوند(درحالیکه ما چنین عزمی نداشته ایم!) معنای قابل تاملی می دهد و برای خود ما هم جالب است.
سوم- هر سال خمر کهن در جلسه ای از جلساتش که مصادف با ماه رمضان است، برنامه افطاری داشته است. و افطاری امسال شور و لطفی دیگر داشت. گرچه برای برگزار کنندگانش هم زحمت بیشتر. اما شیرین و لطیف ترین بخش این قصه، همکاری خالصانه اعضای گروه بود. چه آنها که سهمی در تدارک افطاری داشتند و چه آنها که در آماده کردن سفره افطار کوشیدند.
اگر قرار باشد اسمی ذکر کنم، کارم سخت خواهد بود؛ که باید حدود شاید 30 نام را لااقل لیست کنم. پس نامی از کسی نمی آورم که می دانم آنها هم چندان برایشان جذاب نیست که نامی ازشان برده شود. آنها خالصانه در تهیه این سفره به یادماندنی مشارکت داشته اند. فقط از رضا میرکریمی تشکر می کنم که زحمت هماهنگی و اجرای برنامه افطاری را داشت.
و چهارم و آخر آنکه - ما خمر کهنی ها  روزهای خوب و خاطره انگیزی را تجربه می کنیم. جمعمان با حضور یار سفرکرده مان، جمع شده و محافل خصوصی و عمومی مان به راه است. قدر این روزها را و قدر این جمع صمیمی را بدانیم.
مخمور باده ی کهن باشید
مصطفی علیزاده
---------------------------------------------------
فایلهای صوتی جلسه
قسمت اول                             قسمت دوم

[ پست الكترونيك ]