گزارش جلسه 98 ام: 6 فروردین - خمر کهن

۱۳٩٠/٢/۳
گزارش جلسه 98 ام: 6 فروردین

"حاصل عمر"

گزارش جلسه ٩٨ ام گروه خمر کهن (ترکیه- ۶ فروردین)

 

معاشران گره از زلف یار باز کنید

شبی خوش است بدین قصه اش دراز کنید

حضور خلوت انس است و دوستان جمعند

و ان یکاد بخوانید و در فراز کنید

رباب و چنگ به بانگ بلند می گویند

که گوش هوش به پیغام اهل راز کنید

 

 

   روزها و شبهای سفر، یکی پس از دیگری گذشت و گذشت، تا رسیدیم به آخرین شب اقامتمان در هتل، که نمیدانم چرا آخرین شب، همیشه عجیبترین هم بوده است، که نمیدانم چرا آخرین شب، حال و هوای دیگری هم دارد، نمیدانم چرا. باری دوستان در زمان و مکان مقرر حاضر شدند تا گوش جان بسپارند به کلام دکتر مروتی عزیز، که الحق و الانصاف طنین کلامشان آرام بخش و روح سخنهاشان دلنواز است.

خوشی سفر و همنشینی با همدلان و قریبتر از همه رفتن به "رافتینگ"(قایق سواری در تندآبها)، شادی دل ها را صد چندان کرده تا بدانجا که حتی پرنیان خردسال هم گهگاهی در میان جلسه با صدای بلند از فرط نشاط آواز میخواند.

  جناب مروتی بر آن شدند تا حاصل نیم قرن حیات پر برکتشان، که عمده آن در جستجوی زندگی بهتر گذشته است را برای حضار به اختصار بیان کنند.  ایشان مولفه های اصلی یک زندگی خوب را "عشق" ، "آرامش" و "شادمانگی" دانستند که میبایست راهکارهایی را در پیش بگیریم که این سه مولفه را در زندگی خویش پر رنگ تر سازیم. آری این عشق است که آدمی را از بند "انجماد و افسردگی و بی معنایی و سکوت و سکون و رخوت" رها میکند و شادی را به ارمغان می آورد. راهکارهای تقویت عشق و آرامش و شادمانگی را نیز "همدلی"، "لبخند بی دلیل"، "فروگذاشتن تکبر" و "دوری از شتابزدگی و کمیت زدگی" در زندگی دانستند و جلسه با تشویق حضار به پایان رسید. 

 

حواشی:

1ـ پرنیان کوچولو بواسطه نشاط زائد الوصفی که از خود نشان میدهد، کارت قرمز گرفته و از جلسه اخراج می شود.

2ـ رافتینگ حسابی دوستان را خسته کرده تا بدانجا که برخی اصلا در جلسه حاضر نشدند و برخی نیز در حین سخنرانی پلکهایشان سنگین میشد.

و بالاخره اینکه:

جان شیرین فدای صحبت یار * شرم دارم که نیک مختصرست

اینقدر دون قدر اوست ولیک * حد امکان ما همین قدرست

 

حسین صابری

 

 

فایلهای جلسه:

قسمت اول

قسمت دوم


[ پست الكترونيك ]