گزارش اولین شب شاعر گروه خمر کهن - خمر کهن

۱۳٩٠/۱/٢۱
گزارش اولین شب شاعر گروه خمر کهن

سوم فروردین؛ آنتالیا، هتل کاروانسرای

... هنگام شام، چند نفری به نوبت می آیند و ما را در رستوران پیدا می کنند که: «بیانی آمده»! ( آنها که نمی دانند, بدانند که بیانی، نام مدیر آژانس مسافرتی پاتریس است که با خلف وعده هایش همه را تشنه دیدارش کرده بود!) می رویم سراغش؛اما بعد از اینکه شاممان را خوردیم. وقتی می رسم، محسن با او  حرف زده و او هم در حال رفع مشکل است. تا کمر برایمان خم می شود! عجبا از این همه ... !! امیدواریم از اینجا به بعد اشتباه و کوتاهی نکند.

بعد از شام، از یکی از مسوولین هتل اجازه استفاده از سالن جلسات هتل که روبروی اتاقهایمان است را می گیریم. جای کوچکی است با میز کنفرانسی در وسط آن. بچه ها جمع می شوند تا صحبتهای حسین درباره خیام را بشنوند. درباره خیام و فلسفه و مشی و طرز فکرش می شنویم و البته چند تا از رباعیات زیبایش را. بیرون، در لابی هتل، غوغایی است از موزیک و رقص و پایکوبی! صدای حسین گاه لابلای ریتم تند موزیک گم می شود. اما از میانه ها جلسه سکوت در لابی هتل برقرار می شود. ...

گزارشی از اولین جلسه شب شاعر گروه خمر کهن در سفر نوروزی به ترکیه را که به حکیم عمر خیام اختصاص داشت , به روایت خانم فزونی می خوانیم:

 

 

یکی از جلسات خمر کهن (جلسه شب شاعر با موضوع خیام) راس ساعت 10 شب با حضور جمعی از دوستان آغاز شد . در شروع جلسه  از دوستان حاضر خواسته شده بود که وسط جلسه سوالی نکنند و سوالها و صحبتها بعد از پایان یافتن صحبتهای سخنران مطرح شود.

سخنران جلسه،  آقای حسین صابری، راجع به زندگی خیام و احوالات ایشان مطالبی بیان کردند. در این جلسه برای من که اولین تجربه های حضور در جلسات خمر کهن بود، خیام فردی بدبین به هستی بود که سوالهایی بی جواب داشت و او را آزرده خاطر می کرد و به می و معشوقه پناه می برد. ... در حین صحبتهای آقای صابری مطالبی برای من پر رنگ میشد، اما چون تازه وارد بودم ترجیح دادم فقط گوش باشم.

سپس آقای دکتر مروتی به مقایسه احوالات خیام و مولانا پرداختند که: مولانا انسان شادی بوده است و به بنگ و خمر پناه نمی برده و چند بیت به عنوان شاهد از مولانا ذکر کردند:

تـا دمـی از هوشیــاری  وارهـند        ننگِ خمر و بنگ برخود  می نهد

می گریـزند از خودی در بیـخودی         یا به مستی یا  به شغل, ای مهتدی

 

اما در مقابل، خیام به خمر و می پناه می برده و به قول آقای صابری(نقل به مضمون ): خیام خودش را عقل کل می دانسته و فکر می کرده که باید همه چیز را بداند 

بعد از صحبتهای قابل تامل آقای مروتی، آقای دکتر بنانی مدیتیشن را اجرا کردند و بعد از دعای ایشان جلسه پایان یافت.

 

ف. فزونی

دریافت فایلهای جلسه

قسمت اول

قسمت دوم

قسمت سوم

 


[ پست الكترونيك ]