نظرات درباره بحث خرافات - خمر کهن

۱۳۸٩/٢/٢٢
نظرات درباره بحث خرافات

چند پست پیش ، آقای پانویس بحث آزادی را درباره خرافات و عقاید خرافی پیشنهاد دادند و بحثش در گروه و جلسات گروه آغاز شد.

در اینجا چند اظهار نظر دوستان را که در گروه یاهو یا کلوب بیان نموده اند را ارائه می کنیم.

++++++++++++++++++++++++++

به نظر من، خرافات مجموعه باورهای نادرستی است که شکل و ظاهری دور از منطق و غریب دارد و باطن و پیشینه ای مبهم و گنگ و بی اساس.ریشه اصلی خرافات، مشخص است که "جهل و ناآگاهی" است. آنجا که قدّ کوتاه دانایی ما نمی تواند آن سوی دیوار حقیقت را ببیند، دست به دامان خرافات میشویم و با تمسک به دلایل واهی و خرافی قضیه را توجیه و تفسیر می کنیم.


در ذهنم جستجوی زیادی کردم که ببینم که قبلا چه باور خرافه ای داشته ام که حال ازش دست کشیدخ ام، چیزی نیافتم. البته این به این معنی نیست که چیزی نبوده، احتمالا بوده و به یاد نمی آورم. وصد البته روشن است که باید دوران کودکی را استثنا کنیم . چرا که در آن دوران به واسطه جهل و ناآگاهی که مقتضای آن سن و سال است، هرچه را که دیگران می گفتند، می پذیرفتیم و باور می کزدیم.

واما،
پاسخ به سوال دوم کمی سخت است-گرچه در نگاه اول پاسخش در یک جمله خلاصه می شود:"با ابزار عقل و منطق" ولی بسط آن دشوار است. در کل آنجا که عقل و علم و دانایی محور قرار گیرد،باورهای خرافی هرچند هم که قدیمی و محکم هم باشد مورد تردید و سوال قرار گرفته و رد خواهد شد.

راستی در جلسه خمر کهن(پنجشنبه) بخث آزاد به  این موضوع اختصاص داشت. علی در ضمن صحبتهاش به باور خرافی خون به اتومبیل تازه خریداری شده مالیدن اشاره کرد که ناگهان به یادم افتاد که:

فکر کنم ٢١ سالم بود که برای اولین بار صاجب  اتومبیل شدم-یه رنو ۵ شیری رنگ و دوست داشتنی-پدر و مادرم اصرار داشتند که "خون ریخته شود" و این کار را کردند(یعنی گوسفند قربانی کردند!) و همچنین اصرار داشتند که باید به جایی از بدنه ماشین خون مالیده شود و من هم پذیرفتم و چنین شد.

بعد از دو سال اتومبیلم را عوض کردم و پس از آن تاکنون دوبار دیگر اتومبیل خود را تعویض کردم. ولی در هیچکدام از این موارد نمی خواستم و نمی توانستم بپذیرم که دستم را خونی کنم و به بدنه اتومبیل بمالم.(البته قربانی کردن را قبول داشتم و انجام دادم) ولی خون مالیدن به بدنه ماین را دیگر نپذیرفتم. به نظرم بی معنی بود!

اینم یه باور خرافی که از آن دست کشیدم!ا

 

   ارادتمند مصطفی علیزاده

--------------------------------------------------------

خانم آواز هستی:

سلام

این بحث بسیار برای من جالبه . چیزی تو جامعه امروزی ما بسار بسیار دیده میشود.  و فال و فالگیری. متاسفانه مشتریان این افراد از طیف بی سواد و عادی جامعه به سمت افراد تحصیلکرده چرخش داشته است . با استفاده از احساسات و عواطف آدما و ادعاهای  عجیب فالگیرها و رمالان مثل ارتباط با ائمه اطهار، انرژی درمانی، ارتباط با اجنه و ..... خرافات بیشتر از قبل بین مردم رواج پیدا کرده .

 مثلا" دختر یا پسری به خاطر مشکلات مالی یا مسائل دیگه نمی توندد ازدواج کنند . خانواده ها اول چیزی که به ذهنشون میرسه : نکنه بخته بچمو بسته باشند برم یه سر کتاب براش باز کنم.  

 من فکر میکنم گاهی به خاطر فشار و مشکلات زندگی  گاهی هم به خاطر آرزوهای بی پایان ادمها خواهان داشتن چیزهایی هستند که فکر میکنند  کلید این مشکل به دست آدمی غیر از خدا و خودشون هست.

 حتما" تو خانواده و دوست و اشنا شنیدید یا دیدید از دعا نویسی و دعا به گردن انداختن مخصوصا" خانمهای جوان که بیشتر سراغ دعا و خرافه هستند. برای مهر و محبت بین زن و شوهر . جلب محبت و ... یه زمانی میگفتن این چیزها ماله آدمهای بی سوادو عادی جامعه هست. اما الان که این همه آدم تحصیلکرده داریم چرا هنوز خرافات رواج داره.

 را بعضی موارد تا به خدا و پیغمبر مربوط میشه و تاییدائمه با سوادترین آدمها هم قبولش میکند. راستش من همیشه با این موضوع مشکل داشتم و دارم ممنون میشم دوستان نظری داشتن بنویسند.

مثلا" همین آش نذری که منصوب به هر امامی هست و مردم خیلی هم استقبال میکنند. یا میگن فلانی بیا هم بزن حاجت بگیری

------------------------------------------------------------

خانم پریماه:

سلام من در کلوب و یاهو عضو خمر کهن هستم . و مطالب و فایلهای صوتی شما را گوش میکنم .
و باید اعتراف کنم که سخنان جناب پانویس فوق العاده زیبا و دلنشین هستند . و نظرات دیگر دوستان خیلی برام جالب و زیبا بود در مورد خرافات و فال .

در زبان انگلیسی Superstition که به عنوان معادل و در معنای خرافات به کار می رود، ریشه لغوی جالبی دارد. Superstition برگرفته از عبارت superstes است که خود از دو جزء «super» به معنای فوق و ماورا و «sto» به معنای ایستادن و تحمل کردن تشکیل شده است .

فرقی نمی کند که به کدام نقطه دنیا می روید یا در چه کشوری زندگی می کنید؛ هر کجا که باشید از خرافات گریزی نیست و گویی هر منطقه یی خرافات خاص خودش را دارد. هرچند نمی توان انکار کرد که بعضی از کشورها شهرت بیشتری در زمینه خرافات و خرافه پرستی دارند .

چشم زخم ‌

درگذشته بیماری، مرگ نابهنگام، بدبختی، و حادثه های ناگوار را نتیجه چشم زدن دشمنان و حسودان می‌دانسته اند. به گمان ایشان، درنگاه بعضی اشخاص نیرویی اهریمنی نهفته است که دانسته و ندانسته موجب بدبختی دیگران می‌شود. به اصطلاح، چشم بعضی شور است و وقتی نگاهشان به کسی بیفتد برای او رنج به بار می‌آورد به خصوص که درنگاه حسرت و کینه نیز موج بزند. معمولاً کسانی که دارای چشم های سبزکم رنگ و زاغ بودند بیشتر به شوری چشم متّهم می‌شدند.

 برای دفع چشم زخم و دورکردن زیان شیاطین معمولاً از خاصیت دعاها و اشیاء مختلف استفاده می‌شده است. از مهم ترین آن ها آیات پایانی سوره "القلم" از قرآن کریم است که بطور خلاصه "وَ اَن یَکاد" خوانده می‌شود. گفتن عبارت ماشاءالله نیز هنگام تحسین یا جلب توجّه مانع چشم زخم می‌شود. بعضی سنگ ها و فلزّات نیزخاصیت دفع چشم زخم دارد.

 عقیق و فیروزه ازآن جمله اند. دربین فلزّات آهن جن را می‌گریزاند و صفحات برنجین که برآن دعاها یا "واَن یَکاد" نقش شده برای حفظ کودکان و جوانان به خصوص هنگام جنگ به کار می‌رود. برآتش ریختن دانه های اسپند، که بوی خوش می‌پراکند، نیز در دفع چشم زخم بسیار مؤثّر انگاشته می‌شود.

  معمولاً آتشدانی کوچک را گرد سر اشخاص می‌گردانند و درهمان حال درآن اسپند می‌ریزند و می‌گویند: «بتّرکد چشم حسود.» این کار بیشتر در اجتماعات صورت می‌گیرد. گاه حاضران به فراخور حال پولی درسینی آتشدان می‌ریزند. به نخ کشیدن دانه های تازه اسپند به ترتیبی زیبا نیز درخانه های بیشتر روستاییان ایران هم شیئی تزیینی و هم وسیله ای برای دفع چشم زخم است.

 وقتی کسی بیمار شد و حدس زدند که براثر چشم شور بوده است، برای او تخم مرغ می‌شکنند. به این وسیله هم کسی که چشم زده است شناخته می‌شود و هم اثر آن باطل می‌گردد. به این منظور کسی تخم مرغ را در دست می‌گیرد و درحالی که دیگری نام اطرافیان و همسایگان و مهمانان را بر زبان می‌آورد، با ذغال روی تخم مرغ نشانه می‌گذارد و تخم‌مرغ را کمی می‌فشارد و این کار آن‌قدر تکرار می‌گردد تا تخم مرغ بشکند. نام هرکس که برزبان بوده یا دست بر روی نشانه نام هرکس قرارگرفته باشد، او چشم زده است. از دیگر وسایل باطل کردن جادو و جنبل ریختن مخلوط قلیا و سرکه درآستانه درخانه است.

 اگرکسی را جادو کرده باشند باید به گرمابه برود و سعی کند روی شصت پای خود ادرار کند تا طلسم باطل شود. از دیگر راه های سودمند برای دور کردن قضا بلا پختن آشِ نذری است. به این منطور به درخانه همسایگان به گدایی می‌روند و برای آش نذری چیزی طلب می‌کنند. صاحب‌خانه مقداری سبزی یا حبوبات هدیه می کندکه از جمع آن ها آش پخته می‌شود و به نیّت دفع بلا بین همسایگان و مستحقان تقسیم می‌شود.
---------------------------------------------------------

آقای احمد سالک (یا سلیک)

 

اگر خرافات آن عقایدی اند که قبلا به آن باور داشتیم اما حال نداریم، پس پندارهای زیر نیز باید از خرافات شمرده شوند
 
میپنداشتم که من بهترین هستم... اما دانستم که نبودم
فکر میکردم که تنها افکار و نظریات من درست و صد درصد حقیقت اند... اما نبودند. دیگران نیز از حقیقت بهره داشتند. بلکه هیچکس از حقیقت کاملا بی بهره نبود
تصور میکردم زیبایی های جهان را تنها من میتوانم ببینم و درک کنم... اما نمیدانستم که دیگران بهتر و زیباتر از من میبینند
 
خیال میکردم یگانه راه پیروزی نابود شدن یا نابود کردن مخالفانم است... اما فهمیدم که داشتن درک بهتر از آنها پیروزی واقعی است
 
فکر میکردم اگر یکبار شکست بخورم، هرگز دوباره به پا نخواهم ایستاد... اما باهر شکست تجربه ای تازه اندوختم و بهتر براه افتادم
 
گمان میکنم حال بهتر از همیشه هستم و اشتباهی ندارم.... اما شاید روزی  پی ببرم که اینهم "خرافاتی" بیش نبوده
------------------------------------------------
آقای محسن غلامی:
خرافات از منظر قرآن
با سلام خدمت دوستان و تشکر ویژه از جناب پانویس عزیز .. که دلمون واسش حسابی تنگ شده ...
این بحث رو دیدم خیلی کامل و جامع هست برای استفاده دوستان قرار دادم ...
 
 
قرآن کریم، از خرافات با عنوان «اساطیر» یاد کرده است. «اساطیر» به معنای «اباطیل» و سخنان بیهوده‌ای است که هیچ پایه و اساسی ندارند[1] و مراد از «اساطیر» نوشته‌های باطل، حکایت‌های دروغ، ‌افسانه‌های بی‌اساس می‌باشد. «اساطیر» از ریشه «سطر» و جمع الجمع است و «اساطیر» به گفته راغب جمع «اسطوره» است.[2]
قرآن کریم، به مناسبت‌های مختلف از «خرافات» با عنوان «اساطیر»، یاد کرده است چنانکه می‌فرماید: «...یَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هذا إِلاَّ أَساطِیرُ الْأَوَّلِین؛[3]... و کافران می‌گویند اینها افسانه‌های پیشنیان است.
در جایی دیگر می‌فرماید: «لَقَدْ وُعِدْنا هذا نَحْنُ وَ آباؤُنا مِنْ قَبْلُ إِنْ هذا إِلاَّ أَساطِیرُ الْأَوَّلِین؛[4] این وعده‌ای است که به ما و پدرانمان از پیش داده شده،‌اینها همان افسانه‌های خرافی پیشینیان است».
و نیز در سوره‌ها و آیات دیگر مانند: انفال، 31؛ نحل، 24؛ مؤمنون، 83؛ فرقان، 5؛ احقاف،17؛ قلم،15؛ مطففین،13؛ کلمه «اساطیر» به معنای افسانه‌ها و خرافات آمده است که غالباً از ناحیه کفار و مشرکان به پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ و کتاب مقدس قرآن نسبت داده می شده است.
قرآن کریم، همواره با پدیده شوم خرافات مبارزه کرده و با سخنان واعمال، بیهوده مخالف است و در شرایطی برقلب پاک پیامبر گرامی ـ صلی الله علیه و آله ـ نازل شد که مسائل خرافی و بی‌اساس وافسانه‌های خیالی و بی‌پایه، جامعه آن روز حجاز را به تسخیر خود در آورده بودند و مردم به شدت گرفتار خرافات و مسائل بی‌اساس جاهلیت بودند و زنجیرهای جهل و گرایش به افسانه‌ها و اساطیر بر دست و پای آنها تنیده شده بود و به زندگی پست و ذلت باری تن داده بودند. قرآن کریم، با آیات نورانی خود، به تدریج پرده‌های جهل و خرافات را کنار زد و آنها را با واقعیات آشنا نمود؛ چنانکه می‌فرماید: «آنها که از فرستادة (خدا) (و) پیامبر «امی» پیروی می‌کنند، کسی که صفاتش را در تورات و انجیلی که نزدشان است می‌یابند و آنها را به معروف دستور می‌دهد و از منکر باز می‌دارد، پاکیزه‌ها را برای آنها حلال می‌شمرد، ناپاکی‌ها را تحریم می‌کند، و بارهای سنگین و زنجیرهایی را که بر آنها بود (از دست و پایشان) بر می‌دارد، آنکه به او ایمان آورند و حمایتش کردند و یاریش نمودند و از نوری که با او نازل شده، پیروی کردند، آنان رستگارانند.»[5]
در جایی دیگر می‌فرماید: «و (مشرکان) سهمی از آنچه خداوند آفرید، از زراعت و چهارپایان برای او قرار دادند و گفتند ـ به گمان آنها ـ این مال خداست و این مال شرکای ما (یعنی بت‌ها) است، آنچه مال شرکای آنها بود به خدا نمی‌رسید، ولی آنچه مال خدا بود به شرکایشان می‌رسید...»[6]
و به این صورت به مطالب غیرواقعی و بی‌اساسی، مثل مقدس بودن بت‌ها و اعتقاد به اینکه آنها می‌توانند حاجات آنها را برآورده سازند و یا با غضب خود خساراتی را بر آنها وارد نمایند.!! خرافات، اساطیر و اباطیل در هر جامعه‌ای می‌تواند تأثیرات بسیار منفی و ناهنجاری را به دنبال داشته باشد. عقب ماندگی از جهات مختلف، رکود، بی‌هویتی، انحرافات اخلاقی و عقیدتی، شرک به خدا، غفلت و.. از محصولات و دستاوردهای ابتلا به خرافات و افسانه‌های بی‌اساس می‌باشد و جوامع بشری هرچه از نظر علم و فرهنگ عقب مانده باشند به همان نسبت خرافات و اوهام در میان آنان زیادتر خواهد بود.
در تاریخ اسلام، نمونه‌های زیادی از گرفتاری مردم در چنگال اساطیر و خرافات نقل شده است. به عنوان مثال علت ننوشیدن آب توسط حیوانات را وجود دیوها در میان شاخ و جسم حیوانات می‌دیدند و یا اگر کسی را عقرب و مار می‌گزید، بر گردن مار و عقرب گزیده، زیور آلات طلایی می‌آویختند و...[7]
عواملی مانند: جهل و نادانی به عقاید اصیل اسلامی، مفاهیم قرآن، تقلیدهای کورکورانه از آداب و رسوم جاهلیت،[8] سودجویی و منفعت طلبی برخی از افراد؛ مانند: ماجرای گوساله پرستی، پیروان حضرت موسی علی نبینا و آله ـ علیه السّلام ـ[9] تأثیرات عقاید خرافی پیشینیان و تعصب‌های بی‌جا و بدون پایه و...[10]
چنانکه قرآن کریم، با طرح برخی از عوامل و اسباب خرافات به مبارزه با آن پرداخته؛ از طرفی با راهکارها و راهنمائی‌ها در جهت زدودن و برداشتن خرافات در میان مردم تلاش کرده است. در بسیاری از آیات خداوند تبارک و تعالی انسانها را به تعقل و اندیشه در این امور توجه داده است؛ چنانکه می‌فرماید: «کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ؛[11] این چنین خداوند آیات خود را برای شما شرح می‌دهد، شاید اندیشه کنید!»
خداوند تبارک و تعالی برای از بین بردن خرافات و اوهام و از طرفی نشر و گسترش حقایق و معارف الهی پیامبران فراوانی را مبعوث فرموده و به آنها مأموریت داده که انسان‌ها را با حقایق آشنا سازند. ما در هر امتی رسولی برانگیختیم که: «خدای یکتا را بپرستید؛ و از طاغوت اجتناب کنید!» خداوند گروهی را هدایت کرد، و گروهی ضلالت و گمراهی دامانشان را گرفت، پس در روی زمین بگردید و ببینید عاقبت تکذیب کنندگان چگونه بود.
همچنین یکی دیگر از راه‌های جلوگیری از ترویج خرافات، امر به معروف و نهی از منکر می باشد، زیرا گرایش به خرافات از منکرات به حساب می‌آید: چنان که قرآن کریم می‌فرماید: «وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛[12] باید از میان شما، جمعی دعوت به نیکی، و امر به معروف و نهی از منکر کنند! و آنها همان رستگارانند»[13
--------------------------------------------------------
علی پاداش:
با سلام و تشکر از آقای پانویس بابت بحث جالب خرافه
 
خرافات کشف شده بنده
 
ناخونت رو شب نگیر خوش یومن نیست!
خون مالیدن به ماشین نو برای ایمنی از تصادف!
نوشتن دعا بر قفل در برای محافظت از خانه!! ( به جاش برو قفل محکم بنداز
عطسه کردن و باورهای پیرامونش که صبر کن و یا ...
آویزان کردن انواع سنگ و .. که نیروهای عجیب و غریب داره ...
زن حامله نباید به ماه کامل نگاه کنه
و بعضی از این باور ها به عقیده من هم خرافه هست هم توهین
مثلا گردن بند قرآن انداختن جهت حفاظت از خودمون
در صورتی که قرآن برای این کار نیست و باید خواند و عمل نمود
استخاره
بزن به تخته!! که جالب اینه که در فرهنگ های دیگه هم هست
سیزده و بد یمن بودن آن!!
پلاک خونه ها 12+1!!
گربه سیاه بد یمنی میاره که بیشتر انگلیسی ها به این اعتقاد دارند
فال گرفتن
روز تولد مثلا متولدین فلان و....
گاز گرفتن دست مثلا یکی داره پشت یکی صحبت می کنه و اونیکی با گاز گرفتن دستش و تف کردن به چپ و راست می گه خدا به دور!!
بازم یادم امد می گم
 
مشکلی که هست اینه که مردم حاظر نیستند دست از عقاید خرافی بر دارند

[ پست الكترونيك ]