خزان! - خمر کهن

۱۳۸۸/۸/٢۸
خزان!

آقا محسن غلامی عزیز در یکی از کامنت ها نوشته اند :

.. سلام بر دوستان ..

بزرگان و اساتید این بلگ .
.
مطلب زیبا و کامل بود و تشکر و درود فراوان بر نگارنده ....
خیزید و خز آرید که هنگام خزان است ....
                         باد خنک از جانب خوارزم وزان است ....
.
فی الواقع این گروه در موسم دو خزان ایستاده است ...
خزان طبیعت و خزان جمع دوستان شرح مثنوی .
که البته به خزان اول عاشقیم و بر خزان دوم
 نگران .
.
که خزان اول را برف سپید و روح جاوید بهاری خوشرنگ وعده است و
بر خزان دوم دوری و فرغت دوستان و عزیزان و بیم فروپاشی این جمع گرم و صمیمی ....
پس....
مارا تنها با خزان خود مشغول گذارید و خزان دوم را بهار کنید .
.
ارادت :
محسن .

 

با عرض ادب خدمت آقا محسن و همه دوستان گروه، من هم مانند محسن عزیز نگران آینده این گروه هستم. قبلاً هم مشغله اعضا وجود داشت و لی جلسات برگزار می شد و البته این برگزاری مدیون حضور آقای پانویس بود.

به هر حال می خواهیم به امید خدا جلسات را از سر بگیریم و لازمه ی آن همکاری اعضای خوب گروه است. که انشاله با حضور گرم خود محفل خمر کهن را پرشور نمایند.

از علی آقای پادش خواهش کردم که محل برگزاری جلسات(همان ساختمان سال گذشته) را هماهنگ کنند و ایشان قول مساعد دادند. به امید خدا جلسات گروه به زودی از سر گرفته می شود و تداوم آن منوط به استقبال و حضور  فعال و همکاری دوستان است.

به زودی برنامه جلسه اعلام خواهد شد.

در پایان باز هم از مطلب خوب و هشداردهنده آقا محسن تشکر می کنم

به امید دیدار


[ پست الكترونيك ]