شرح غزلی از دیوان حافظ - خمر کهن

۱۳۸٧/٥/۱٢
شرح غزلی از دیوان حافظ

شرح غزلی از حافظ *

 

مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد

قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد

 

رقیب آزارها فرمود و جای آشتی نگذاشت

مگر آه سحرخیزان سوی گردون نخواهد شد

 

مرا روز ازل کاری بجز رندی نفرمودند

هر آن قسمت که آن جا رفت از آن افزون نخواهد شد

 

خدا را محتسب ما را به فریاد دف و نی بخش

که ساز شرع از این افسانه بی‌قانون نخواهد شد

 

مجال من همین باشد که پنهان عشق او ورزم

کنار و بوس و آغوشش چه گویم چون نخواهد شد؟

 

شراب لعل و جای امن و یار مهربان ساقی

دلا کی به شود کارت اگر اکنون نخواهد شد

 

مشوی ای دیده نقش غم ز لوح سینه حافظ

که زخم تیغ دلدار است و رنگ خون نخواهد شد

 

 

 

 

این غزل، غزل رندانه ای است که مفاهیم مشابه آن را حافظ در چند غزل دیگر آورده است:

 (دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمی‌گیرد    ز هر در می‌دهم پندش ولیکن در نمی‌گیرد)

(من دوستدار روی خوش و موی دلکشم     مدهوش چشم مست و می صاف بی‌غشم)

 

حافظ، عشق ورزی به زیبایی ها و رندی و مستی و می و مطرب و چنگ و عود و دف را، در کنار هم، در برابر زهد ریایی قرار می دهد.

 

 

مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد    قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد

 

در غزل فارسی، به ویژه شعر حافظ، رنگ مطلوب چشم، سیاه است. حافظ، عاشق چشم و موی سیاه است(گرچه نمی توان گفت که معشوق او سیاه چشم و مو بوده!). او این عشق را ازلی و قضای آسمان می داند که سرنوشتی غیرقابل تغییر است. از این رو بر این باور است که زاهد و واعظ و... حقِ سرزنش او را ندارند.(گر تو نمی پسندی، تغییر ده قضا را!)

 

رقیب آزارها فرمود و جای آشتی نگذاشت      مگر آه سحرخیزان سوی گردون نخواهد شد

 

- در دیوان حافظ و کلاً ادبیات کهن، منظور از رقیب، نه رقیب عشقی که محافظ و دربان معشوق است. و چون محرم و همراه معشوق است، موردحسد شاعر عاشق نیز واقع می شود( در آن شمایل مطبوع هیچ نتوان گفت / جز این قدر که رقیبان تندخو داری)

- «فرمودن» در 3 معنی به کار می رود: 1-دستور دادن 2- انجام دادن 3- گفتن.  در این بیت، معنی دوم موردنظر است.

- سلاح و پناهگاه حافظ عاشق، در برابر جور رقیب، آه سحری و راز و نیاز است که ظاهراً آن هم ره به جایی ندارد(مگر: 1-لابد  2- آیا)

 

 

مرا روز ازل کاری بجز رندی نفرمودند             هر آن قسمت که آن جا رفت از آن افزون نخواهد شد

 

صحبت از «رند» (که از کلیدی ترین شخصیت های دیوان حافظی است)  بسیار به میان رفته و دوستان می توانند در شرح غزلیات قبلی درباره آن مطالعه نمایند.

«فرمودن»، در اینجا به معنی دستوردادن است.

در این ببیت، باز هم صحبت از قضای آسمانی است که در بیت اول غزل به کار رفته است و آن که «رندی و عاشقی» سرنوشت حافظ است و تغییر نمی کند(نصیبۀ ازلی اوست : نصیبۀ ازل از خود نمی توان انداخت).

«از آن افزون نخواهد شد» یعنی به آن زیاد یا از آن کم نخواهد شد و نه اینکه فقط به آن اضافه نمی شود. این نوع کاربرد را در جایی دیگر نیز می بینیم:

بیا که رونق این کارخانه کم نشود /  به زهد همچو تویی و فسق همچو منی ( معنی: رونق این کارخانه با زهد همچو تویی زیاد نشود و با فسق همچو منی کم نمی شود)

 

 

خدا را محتسب ما را به فریاد دف و نی بخش که ساز شرع از این افسانه بی‌قانون نخواهد شد

 

محتسب: مامور اجرای حدود و حافظ حقوق مردم و از شخصیت های منفی دیوان حافظ است( که از نظر حافظ، اهل ریا و نفاق است پنهانی یا آشکارا به فسق می پردازد)

در این بیت زیبا، چند ایهام می بینیم:

فریاد: ( 1- بانگ و آوای بلند موسیقی 2- ضجّۀ مظلومان برای دادخواهی)

ساز: ( 1- اسم جنس برای آلات موسیقی 2- ساختار و نظم و نظام)

قانون:  (1- قاعده، شرع  2- نوعی ساز)

افسانه، قول و غزلی است که مطرب همراه دف و نی می خواند

معنی بیت: فریاد دلسوختگان را از دف و نی بشنو و ما را به ناله های دف و نی  بشنو و ما را به ناله های دف و نی ببخش و بدان که ساختار دین محکم تر از آنست که با نواختن موسیقی و غزلسرایی متزلزل شود.

 

 

مجال من همین باشد که پنهان عشق او ورزم           کنار و بوس و آغوشش چه گویم چون نخواهد شد؟

شراب لعل و جای امن و یار مهربان ساقی                 دلا کی به شود کارت اگر اکنون نخواهد شد

 

 

جای امن و شراب هست و معشوق هم، ساقی مهربان بزم می باشد. از اینرو حافظ باید به همین شاد و دلخوش و قانع باشد که بیش از این «نخواهد شد»

 

 

مشوی ای دیده نقش غم ز لوح سینه حافظ              که زخم تیغ دلدار است و رنگ خون نخواهد شد

 

گریستن، غم و غصه را می کاهد و از دل می زداید؛ اما حافظ خطاب به چشمانش می گوید که بیهوده مکوش و زحمت به خود مده که اشک، غم دل من را پاک نمیکند. زیرا که آن، خون دل ناشی از زخم معشوق است و رنگ خون پاک نمی شود.

 

 

مصطفی علیزاده

 

 

منابع مورد استفاده در شرح این غزل:

حافظ نامه- بهالدین خرمشاهی

درس حافظ – محمد استعلامی

 

* - این غزل در ۴۹ امین جلسه گروه خمر کهن بررسی و شرح گردید.


[ پست الكترونيك ]