درسی از مثنوی-(۲): عشق - خمر کهن

۱۳۸٦/٦/٢٥
درسی از مثنوی-(۲): عشق

 

عشق‌هايى كز پى رنگى بُوَد                       عشق نبوَد، عاقبت ننگى بوَد

 

 

از دوستان گرامی درخواست می شود تا نظر خود را در مورد این بیت(حتی در یک جمله) بیان نمایند

چراغ اول رو هم خودم روشن می کنم! (م.علیزاده)

 

دوام و اصالت عشق، وابسته به ماندگاری و اصالت معشوق است؛ اگر معشوق، ماندگار و زوال‌ناپذیر باشد، آن عشق نیز هیچ‌گاه از بین نمی رود و یا از شدت آن کم نمی شود.

بنابراین عشق هایی که به دلیل زیبایی ظاهری معشوق به وجود آمده باشد، با از بین رفتن زیبایی وی(به سبب پیری، بیماری،...) رو به سستی و زوال می نهد. پس، این عشق نیست؛ بلکه صورت پرستی و هوس بازی است و سرانجام روزی به رسوایی می انجامد؛ چرا که عاقبت معلوم خواهد شد که آن «عاشق» دروغ گو و صورت‌پرست بوده و در عشق خود راستین نبوده است


[ پست الكترونيك ]