گزارش جلسه سی و ششم گروه خمر کهن - خمر کهن

۱۳۸٦/٢/۳٠
گزارش جلسه سی و ششم گروه خمر کهن

 

   عصر پنجشنبه، هوا نیمه ابری اما باز، فضای خلوت پارک جنگلی طالقانی، زیر یک آلاچیق. زیرانداز را می‌اندازیم و با هم مشغول چاق سلامتی می‌شویم. محمدمهدی هم به جمع می‌پیوندد و این‌بار بجای غزل حافظ، علی جلسه را با شعر "خانهء دوست کجاست" سهراب شروع می‌کند...

 

   و از او می‌پرسی... و "فقط" از او می‌پرسی خانهء دوست کجاست...

 

   مثنوی‌خوانی را محمدمهدی آغاز می‌کند که در اواخر آن آقای میرکریمی و خانم وثوقی و سپس خانم اصفهانیان و خواهر ایشان می‌رسند. به این جمع خانم کارگری، علی، مصطفی، محمدمهدی و پانویس را بیافزائید تا لیستی از حاضرین داشته باشید. غائبین؟ خانم دباغ- آقا سامان!

 

   (مدیریت: "یک هندوانه برای این جمع جواب می‌دهد؟")

 

   بعد از مثنوی‌خوانی کوتاه، به ادامهء شرح غزل 1247 دیوان شمس توسط پانویس پرداخته می‌شود و سپس هندوانه بروش شتری... عجب شیرین بود! قرائت‌های مختلف از "شتری" خوردن مباحثی برمی‌انگیزد و اختلاف علماء بر سر آن بالا می‌گیرد، اما به شیرینی خود هندوانه بحث ختم بخیر می‌شود.

 

   شیرین‌تر از هندوانه، تحلیل فیلم « بهار، تابستان، پاییز، زمستان و دوباره بهار» توسط مصطفی‌ است. فیلم را اکثر دوستان حاضر دیده بودند و گاه و بیگاه در میان توضیحات مصطفی نظر دوستان را می‌شنیدیم. مصطفی با باز کردن سمبلها و مطالب خیلی خوبی که در مورد این فیلم آماده کرده بود، از ابتدا یک دید کلی نسبت بفیلم ارائه داد و بعد به تک تک اپیزودهای فیلم و فصل‌ها پرداخت. بشخصه بسیار از این تحلیل و گفتگو لذت بردم. از من می‌شنوید، از مدیر برنامه بخواهید فایل صوتی این گفتگو را برای دانلود روی سایت بگذارد.

 

  بعد از بررسی فیلم نیز برنامهء جلسهء بعد تنظیم شد و کم کم راهی خانه شدیم تا جلسهء سی و هفتم.

 

 


[ پست الكترونيك ]