گزارش جلسه ۳۴ - خمر کهن

۱۳۸٦/۱/٢٤
گزارش جلسه ۳۴

گزارش جلسه سی و چهارم گروه

 

امان از این "سر درد" که بی موقع و بی‌خبر  از راه رسید و دست نوازشگر(!)ش را روی سر این حقیر کشید! اما برای از دست ندادن اولین جلسه گروه خمر کهن در سال 86، 3- 4 قرص مسکن کارگر می افتد. یاعت حوالی 4:30 است و در دفتر نشریه آفتاب حاضریم...بسم الله...

 

اولین جلسه گروه در سال جدید خورشیدی، با کمی تاخیر آغاز می شود؛ سرکار خانم اصفهانیان و علی آقا قبلاً اطلاع داده اند که امکان حضور در جلسه را ندارند. ذخیره صندوق گروه هم، ته کشیده و شاید به همین دلیل آقا سامان پذیرایی امروز را مختصر از همیشه ترتیب داده اند؛ آقا سامان، سر کیسه را شل کن، بی زحمت!

 

نشست سی و چهارم با تبادل نظر اعضا در مورد انتخاب فیلم(از ژانر سینمای معناگرا) جهت نقد و بررسی در جلسات گروه، شروع می شود و پس از ارائه پیشنهادهایی از جمله «پری»، «فرانچسکو»، «چه رویاهایی می آیند» و « بهار، تابستان، پاییز، زمستان و دوباره بهار»، فیلم اخیر با نظر اکثریت انتخاب می شود تا در جلسه‌ی 36-ام گروه( دو جلسه بعد) بررسی و تحلیل شود.

مثنوی‌خوانی این جلسه را آقا سامان بر عهده دارند؛ داستان «شیر و نخچیران» از دفتر اول مثنوی با قرائت ابیات 900 تا 947 آغاز شده و توضیحاتی در مورد داستان و همچنین سبک قصه پردازی مولانا در مثنوی ارائه می گردد. ضمن خواندن و شرح ابیات توسط سامان، جا‌به‌جا ، کامنت هایی از سوی سایر حاضرین ارائه می شود.

از نکات بسیار حائز اهمیت در این جلسه، فعالیت شدید و خستگی‌ناپذیر(!) موبایل آقا سامان بود!! بارش بی‌وقفه «تماس» و « SMS» در آسمان آفتابی آقا سامان! برادر، راستش را بگو! چه خبره!؟

پس از اتمام مثنوی خوانی، قطعه ای از فیه‌مافیه توسط نگارنده این سطور خوانده می‌شود و توضیحاتی مختصر ارائه می‌گردد که با توضیحات به‌جا و مفید آقای پانویس و آقا مهدی، مطلب به پایان ‌می‌رسد.

با تعیین برنامه‌های جلسه بعد، نشست سی‌و‌چهارم گروه خمر کهن به پایان می‌رسد. و البته به برکت حضور در جمع باصفا و صمیمی بر و بچه های خمر کهن، سر درد این حقیر هم رو به بهبودی می‌گذارد.

 

 

مصطفي عليزاده

جمعه 24 فروردین 86


[ پست الكترونيك ]