مولانا و موسيقی - بخش اول - خمر کهن

۱۳۸٥/۳/٢
مولانا و موسيقی - بخش اول

مولانا و موسيقی - بخش اول

 

موسيقي و اديان

افلاطون مي گويد: «نغمه و وزن موسيقي تاثير فوق العاده اي در روح انسان دارد و اگر درست به كار رود، مي تواند زيبايي را در روياهاي روح جايگزين كند». موسيقي تاثيري شگرف بر روح آدمي دارد و مي تواند لطيف ترين احساسات انساني را بر انگيزد.

جايگاه موسيقي در فرهنگ معنوي و مذهبي نيز، بسيار با اهميت است. اديان و مذاهب مختلف، تجلي گاه نونمه هاي متعالي از موسيقي هستند. آيين ها و مراسم گوناگون موجود در هر كيش و مذهبي، هر يك به نوعي، با حضور نوعي از موسيقي مواجه اند.ا

اساساً موسيقي انسانهاي نخستين، به هر شکل و صورتي که بوده، جنبه روحاني داشته و در قالب ستايش و نيايش خدايان و مناسك ديني بوده است.ا

در فرهنگ اسلام هم، مي توان از موسيقي عاشورايي و تعزيه، موسيقي عبادي(اذان، تلاوت قرآن، روضه، نيايش و...) و موسيقي عرفاني به عنوان جلوه هايي از اين حضور نام برد.ا

 بودائيان اساساً کتب مذهبي خود را با نوعي موسيقي مي خوانند و آداب مذهبي آنان همراه با رقص و آواز است. عقيده چينيان نيز بر اين بوده است كه :«با خدايان، با زبان موسيقي مي توان سخن گفت.»ا

 

موسيقي، شعر و مولانا

موسيقي پيوندي ديرينه با شعر دارد و در فرهنگ اسلامي نيز چنين مي باشد. دكتر حسين نصر(از فلاسفه بزرگ اسلامي) نيز به اين ارتباط تنگاتنگ اشاره دارد و مي گويد: «در تمدن اسلامي، به طور كلي موسيقي بسيار آميخته با شعر بوده است. شعر شكل مطلوب هنر در جهان اسلام است و اين توجه به شعر مستقيماً ناشي از ساختار شاعرانه وحي قرآن است. هيچ ملت مسلماني را نمي يابيد كه سنت شعري بسيار غني نداشته باشد.ا

برخي از بزرگترين شاعران در جهان اسلام، نوازندگان و موسيقيدانان بزرگي نيز بوده اند، لذا شعري آفريده اند كه بسيار موسيقايي است.»ا

نمونه بارز چنين شعرايي، مولانا جلال الدين محمد بلخي مي باشد. مهارت مولانا در علم موسيقي، سبب شده كه وي بتواند در 55 بحر از بحور مختلف، شعر بسرايد. وي هم در موسيقي علمي تبحر داشته و هم در موسيقي عملي. او به خوبي وزن شناسي را مي دانسته و نوازنده چيره دست «رباب» نيز بوده است. مهارت وي در نواختن رباب تا حدي بوده كه حتي در ساختمان اين ساز تغييراتي نيز پديد آورده بود.ا

مهارت موسيقيايي وي در آينه اشعارش انعكاس داشته و اشعار غنايي مولانا با موسيقي درآميخته است. شايد بتوان گفت كه هيچ شاعري، تا به اين حد، موسيقي را در شعر خود وارد نكرده است. عنصر موسيقيايي در غزليات مولانا آنچنان برجسته است كه حتي خواندن ساده اشعار وي، بي ساز و آواز، در مخاطب شور و ترقص مي انگيزد و وجد و شور مي آفريند. البته به شرط آنكه شد و مد و تقطيعات اشعارش به درستي رعايت شود:ا

اي هوس هاي دلم بيا بيا بيا بيا                    اي مراد و حاصلم بيا بيا بيا بيا

***

اي يوسف خوش نام، ما خوش مي روي بر بام ما

اي در شكسته جام ما، اي بر دريده دام ما

***

مرده بدم زنده شدم، گريه بدم خنده شدم

دولت عشق آمد و من دولت پاينده شدم

 نوشته شده توسط: مصطفی عليزاده

منابع مورد استفاده در اين مقاله در پايان آخرين بخش آن ذكر خواهد شد


[ پست الكترونيك ]