خمر کهن

۱۳۸٩/٤/٢٩
2006برنامه جلسه 79 ام گروه
برنامه جلسه هفتاد و نهم گروه خمر کهن

روز پنجشنبه  ٣١ تیر ماه، جلسه ای دیگر از سری نشستهای شرح مثنوی گروه خمر کهن برگزار می گردد.

برنامه این جلسه به شرح زیر است:

مثنوی خوانی دفتر اول-تا پایان دفتر اول  توسط  خانم امیراعلایی

فیه مافیه خوانی- مصطفی علیزاده

بررسی شعر مسافر سهراب سپهری- علی پاداش

 برای هماهنگی جهت شرکت در جلسه با شماره 09329302519 تماس بگیرید:

 زمان: پنجشنبه ٣١/۴/٨٩  راس ساعت ١۵

مکان: پارک طالقانی تهران(بزرگراه حقانی)


۱۳۸٩/٤/٢٦
درسی از مثنوی- تلاش و کوشش، راه رسیدن به موفقیت

 درسی از مثنوی- تلاش و کوشش، راه رسیدن به موفقیت

 

مولانا جلال الدین در دفتر دوم از مثنوی می گوید:

 

 

 

 طمع خام است آن، مخور خام اى پسر

خام خوردن علّت آرد در بشر

کان فلانى یافت گنجى ناگهان        

من همان خواهم نه کار و نه دکان‏

کارِ بخت است آن و آن هم نادر است

کسب باید کرد تا تن قادر است‏

کسب کردن گنج را مانع کى است؟

پا مکش از کار، آن خود در پى است‏

(2/732)

 علّت: بیماری

***

 برخی با این استدلال و توجیه که «فلانی، بی‌زحمت و دردسر و از روی شانس، به موفقیت و ثروت رسیده؛ ما بدشانسیم و بیهوده جان می کنیم و به هیچ جا نمی رسیم!» در کار و تلاش، سست می شوند و به امید روی کردن «شانس» می نشینند و دست از تلاش می کشند. این افراد، در انتظار پیشنهاد شغلی مناسب و بی زحمت و پر پول، یا حتی رسیدن  «یه گونی پول از آسمون» می نشینند و جسم و فکر خود را بیهوده تباه می کنند.

این که بدون تحمل زحمت و سختی و بدون تلاش کردن، انتظار دستیابی به موفقیت و کامرانی و ثروت را داشته باشیم، طمع خام و بیهوده ای است.

قاعده و اساس دنیا بر «گنجِ بی رنج به دست آوردن» نیست؛ هرچند که گاه – در مواردی – برخی افراد، بی تحمّل رنج و زحمت و سختی و بی آنکه تلاشی کرده باشند، به گنج(ثروت یا موفقیت) می رسند.

بنابراین نباید هیچ گاه از کار و کوشش دست کشید و صرفاً دل به شانس و اقبال بست. بلکه باید برای رسیدن به موفقیت، تلاش نمود و امیدوار به روی آوردن لطف خداوند یا به تعبیر عده ای، شانس، نیز بود.

از : کتاب درسهایی از مثنوی

 منبع: سایت بی رنگی

 


۱۳۸٩/٤/۱٦
آغاز به کار بیرنگی

  تصمیم گرفته ام که از این پس یادداشت هایم را در وب سایت شخصی خود به نام «بی رنگی» منتشر نمایم.

موضوعات این یادداشتها عبارتند از: دل نوشته ها، درسهایی از مثنوی، درسهایی از فیه مافیه، داستانک، داستان کوتاه، یادداشتهای پراکنده، خاطرات و ...

و اما برای بیان وجه تسمیه «بی رنگی» ، قسمتی از اولین یادداشت سایت را می خوانیم:

می خواهم که «رنگ»هایم، یک به یک، بریزد و به بیرنگی برسم. می پرسی بی رنگی چیست؟ "هست بی رنگی اصول رنگ ها". بی رنگی، اصل و فطرت ماست؛ بیرنگی, حقیقت است. و رنگ ها، غبار و زنگارِ روی آن. وقتی رنگها جای بیرنگی را می گیرد، می دانی چه می شود؟ مولانا می گوید:

 

چون که بی رنگی اسیر رنگ شد        موسی ای با موسی ای در جنگ شد

 چون به بیرنگی رسی کآن داشتی              موسی و فرعون دارند آشتی

 

ریشه همه پلیدی ها، نگرانی ها، دشمنی ها و تباهی ها در همین اسیرِ رنگ شدنِ ماست.

آدرس سایت بیرنگی:

www.birangi.net

مصطفی علیزاده


۱۳۸٩/٤/٧
برنامه جلسه هفتاد و هشتم گروه خمر کهن

روز پنجشنبه  ١٠ تیر ماه، جلسه ای دیگر از سری نشستهای شرح مثنوی گروه خمر کهن برگزار می گردد.

برنامه این جلسه به شرح زیر است:

مثنوی خوانی دفتر اول- توسط  آقای بیگدلی - تعجب کردن آدم علیه‌السلام از ضلالت ابلیس لعین و عجب آوردن

فیه مافیه خوانی- مصطفی علیزاده

بحث آزاد با موضوع "خرافات" - بخش پایانی - علی پاداش و حسین صابری

 برای هماهنگی جهت شرکت در جلسه با شماره 09329302519 تماس بگیرید:

 زمان: پنجشنبه 10/4/٨٩ راس ساعت ١۵

مکان: پارک طالقانی تهران(بزرگراه حقانی)


[ پست الكترونيك ]