خمر کهن

۱۳۸٩/۱/۳٠
برنامه جلسه ٧٣ ام گروه

روز پنجشنبه  ٢ اردیبهشت ماه، اولین جلسه  گروه خمر کهن در سال جدید برگزار می گردد.

برنامه این جلسه به شرح زیر است:

مثنوی خوانی دفتر اول- توسط مصطفی علیزاده- و آقای پانویس(حضور مجازی)

ابیات ٣۵٨۴ تا ٣۶۵۵ دفتر اول مثنوی


بحث آزاد با موضوع "خرافات"  - علی پاداش

 برای هماهنگی جهت شرکت در جلسه با آقای پاداش تماس بگیرید:
09329302519

 

زمان: پنجشنبه ٢/٢/٨٩ راس ساعت ١۵

مکان: پارک طالقانی تهران(بزرگراه حقانی)


۱۳۸٩/۱/٢۸
اطلاع رسانی جلسات با SMS

دوستان خوب خمر کهنی، سلام

به پیشنهاد آقای محسن غلامی، قرار بر این شده که امسال اطلاع رسانی جلسات گروه(که هر دو هفته یک بار برگزار می گردد) از طریق پیام کوتاه موبایل(موسوم به پیامک!) نیز انجام شود.بنابراین از دوستانی که مایلند برنامه جلسات ازطریق اس ام اس به اطلاعشان برسد درخواست می گردد. شماره موبایل خود را در ایمیلی جداگانه و خصوصی به بنده یا آقای غلامی ارسال نمایند تا در لیست قرار گیرد.

ضمنا یادآور می شود که مسئولیت و اجرای اطلاع رسانی از طریق پیام کوتاه با آقای محسن غلامی است.

انشاله طی روزهای آینده(احتمالا پنجشنبه همین هفته) اولین جلسه گروه در سال جدید برگزار می گردد.

در پناه حق

 

 

mo_alizadeh26@yahoo.com

 

محسن غلامی:

mg2050@yahoo.com


۱۳۸٩/۱/٢٥
خرافات - بحث آزاد

سلام به دوستان گروه خمر کهن،

   قرار است در جلسات آنلاین شرح مثنوی طی شرح حکایتی از مثنوی مولانا، بحث "خرافات" را مطرح کنیم. به مدیر گروه، آقای علیزاده، نوشتم اگر موافق باشند این موضوع را در گروه خمر کهن نیز مطرح کنیم و سپس دوستان در تهران نیز با شروع شدن جلسات حضوری امسال، بخش "بحث آزاد" یکی دو جلسهء خمر کهن را به این موضوع اختصاص دهند.

   در مورد "خرافات" مطالب بسیاری در اینترنت می‌توانید پیدا کنید، مقاله، فیلم و ... که همه مسلماً باعث گسترش دید عقلی ما نسبت به این موضوع خواهند شد.

   اما پیشنهاد می‌کنم برای اینکه این بحث به صرف کپی کردن آنچه در مقالات روی اینترنت آمده، کشیده نشود و بتوانیم یک بحث آزاد مفید همراه با تضارب آراء داشته باشیم، چهار سئوال مطرح شدهء زیر را هر کس از دید خود پاسخ گوید و برای اینکه بحث به حاشیه کشیده نشود و متمرکز باشد، با نوشتن شمارهء مربوط به هر سئوال زیر، نظرمان را دربارهء آن بنویسیم. و در انتها اگر موضوعی دیگر را می‌خواهیم اضافه کنیم، اضافه کنیم.

   مقدمتاً عرض می‌شود: بسیاری از باورها یا رفتارهای موجود در جامعه ممکن است در نظر برخی، صرفاً خرافات باشد، اما همان عقاید یا رفتارها در نظر گروهی دیگر، می تواند "واقعیت" باشد. در چنین وضعی ممکن است هر یک از دو طرف، نظر خود را درست و باور طرف مقابل را نادرست بداند.

   همچنین تاریخ و زمان می‌تواند در موضوع "خرافه" موثر باشد، به اینصورت که بنظر شما اگر به کسی در دو هزار سال پیش می‌گفتند وسیله‌ای ممکن است ساخته شود که بوسیلهء آن شما از هر نقطه از دنیا می‌توانی با دیگران ارتباط برقرار کنی، تصویرش را ببینی، صدایش را بشنوی و ... ممکن بود آن فرد این سخن را جزو خرافات بحساب می‌آورد. جوامع بر حسب فرهنگ و تاریخ خود ممکن است باورهای خرافی گوناگونی داشته باشند.

   اما سئوالها:

1. تعریف شما از "خرافات" دقیقاً چیست؟

2. به نظر شما چطور و با چه معیاری می توان خرافات را از باورهای درست تشخیص داد؟

3. ریشهء اصلی خرافات را چه چیز(هایی) می‌دانید؟

4. آیا شما تاکنون باور خرافی داشته اید که بعداً به نادرست بودن آن پی ببرید؟ اگر چنین است، چطور متوجه نادرست بودن اعتقاد خود شده اید؟


   دوستان توجه داشته باشند که قصد نداریم جواب‌های کاملاً علمی و از روی مقاله و کتاب بدهیم. بیشتر می‌خواهیم عقاید و نظرات خودمان را در مورد این موضوع بسنجیم و در معرض سنجش عقلی یکدیگر قرار دهیم. و امیدوارم از اینکه مورد نقد یکدیگر قرار بگیریم، نرنجیم و اجازه دهیم عقاید ما بوسیلهء عقل‌جمعی مورد بررسی قرار گیرند. چه بهتر از اینکه انسان اگر عقیده‌ای دارد که فکر می‌کند درست است و دیگران با دلیل به او بگوید اشتباه است، از آن آگاه شود؟

   دوستان می‌توانند لینک مقاله بفرستند جهت مطالعه، اما برای پاسخ به چهار سئوال و شرکت در بحث، از کپی کردن متن پرهیز کنیم.


   چند لینک برای آغاز:

http://en.wikipedia .org/wiki/ Superstition

http://bashgah. net/modules. php?name= Search

(در قسمت جستجو کلمهء "خرافات" را بنویسید.)



http://tinyurl. com/yaspnvp

http://bpdanesh. ir/detailnews. asp?id=6920

 

پانویس


۱۳۸٩/۱/٢۱
آغاز جلسات خمر کهن در سال جدید

 

درود به دوستان عزیز خمر کهنی و خوانندگان وبلاگ خمر کهن

سال جدید خورشیدی هم مثل بقیه سال ها(!) آغاز شد و چند روز از آن گذشت و چند ده روز دیگر از آن باقیمانده و سرانجام خیلی زود به پایان خواهد رسید و دوباره به یکدیگر تبریک سال نو جدید(90!) را خواهیم گفت.

سال ها می آیند و می روند و ما این «آمد و شد» را «نظاره» می کنیم. افسوسِ سالهای قبل را می خوریم و برای سال های بعد نقشه ها می کشیم که چنین کنیم و چنان شود.

افسوس و هزار افسوس  که این «لحظه» ی حال را فراموش کرده ایم و در گذشته و آینده غوطه می خوریم! ای کاش قدر لحظه را می دانستیم و در آن زندگی می کردیم.

* * *

از سال 84 تا کنون، 72 بار به مناسبت و به نام خمر کهن (رندان بلاکش) و به بهانه مثنوی و حافظ و مولانا و ... دور هم جمع شده ایم و ساعاتی را صرف رسیدن به بینش و معرفت کرده ایم. اگر تاکنون به این گوهر دست نیافته ایم، خوب می دانیم و باور داریم که نسبت به قبل، به آن نزدیک تر شده ایم. و همین، توشه راه پیش روی ماست.

و صد البته این  دور هم جمع شدن، نتیجه دیگری هم داشت و آن یافتن دوستانی خوب که حضور در کنار آنها آرامش بخش و پربار است.

* * *

پانویس عزیز، دور از ما، جلسات شرح مثنوی آنلاین و برنامه های رادیو مولانا و رادیو حافظ خود را ادامه می دهد و وبلاگ خود را با نوشته های زیبایش می آراید و ما با هر بار، با شنیدن صدایش و  با خواندن نوشته هایش بیشتر دلتنگش می شویم و بیشتر آرزو می کنیم که دوباره در جلسات خمر کهن او را ببینیم و صدایش را بشنویم.

با این وصف، گرچه جلسات خمر کهنی ها بدون حضور یار دیرینه شان، پانویس، لطف و شیرینی گذشته را ندارد، اما باز هم به امید دستیابی به همان بینش و معرفتِ خواسته شده و به یاد دوران همنشینی با پانویس، جلسات را ادامه می دهیم.

  در سال جدید هم مثل سالهای گذشته برنامه جلسات دایر خواهد بود و انشاله جلسات را به زودی و با قدرت(!!) آغاز می کنیم. البته به شرط همراهی دلگرم کننده دوستان قدیم و ندیم خمر کهن! که نام برخی از آنها که در ذهنم مانده را ذیلا آورده ام:

پانویس(حضور مجازی!)، علی پاداش و همسرش خانم کارگری، سامان، رضا میرکریمی، محسن غلامی، علی مظفری، خانم امیرعلایی ، خانم زیبایی، علی بیطرفان، حسین آقا، آقای واریانی، آقای یزدانی، آقا مجتبی، خانم عابدینی، آقای مومنیان،  خانم اصفهانیان، خانم سوگند، آقای رحمانی، حمید یاسی پور، خانم نیشابوری، خانم کاظمی نژاد، خانم طبرسی، آقای تقوی،خانم حاجیان، آقای محمدمهدی، آقای معتمدی،  آقا معین، خانم رضایی، خانم شیرازی، خانم رجبی، خانم غفوریان  و ...( دوستانی که نامشان از قلم افتاده، عذرخواهی بنده را بپذیرد... حافظه ام همینقدر یاری ام کرد!)

به امید دیدار همه دوستان

مصطفی علیزاده

 

 


[ پست الكترونيك ]