![]() |
|
۱۳۸۸/٢/٢٦
گزارش جلسه 64 ام
شصت و چهارمین جلسه گروه خمر کهن در غیاب آن عزیز سفرکرده ی غایب از نظر، و زوج متاهل در شرف ازدواج ، و دوست زائر به ماموریت رفته، در پارک طالقانی تهران برگزار گردید. با اعتذار به سبب تاخیر در ارائه گزارش نشست، فایل صوتی گزارش را با صدای آقا رضا میرکریمی می شنویم:
کبودى زدن قزوینى بر شانهگاه، صورت شیر و پشیمان شدن او به سبب زخم سوزن سوى دلاکى بشد قزوینىیی که کبودم زن، بکن شیرینىیی طالعم شیر است، نقش شیر زن جهد کن رنگ کبودى سیر زن ۱۳۸۸/٢/۱٤
برنامه شصت و چهارم گروه خمر کهن
شصت و چهارمین نشست گروه خمر کهن پس از حدود دوماه، پنج شنبه این هفته برگزار خواهد شد و دوستان همراه و همدل گروه گرد هم جمع می شوند تا در مصاحبت یکدیگر، قطره ای از دریای معرفت را درک و دریافت نمایند. امید که در سال جدید کلیه اعضای گروه و میهمانان جلسات خمرکهن بیش از پیش در کسب تعالی معنوی کامیاب باشند. برنامه این جلسه به ترتیب زیر است: ۱- مثنویخوانی: دفتر اول از بیت ٢٩۵٩ به بعد/ مصطفی علیزاده ٢- بحث آزاد با موضوع حسد / رضا میرکریمی زمان: پنجشنبه 17 اردیبهشت ماه ، ساعت 14 الی 16 بعدازظهر مکان: پارک طالقانی - بزرگراه حقانی توجه: لطفاً راس ساعت حاضر شوید.
+ دوستان جهت هماهنگی، با آقای میرکریمی تماس بگیرند: ٠٩١٢۴١٠٩٠۴٢ + برای آشنایی با گروه خمر کهن و چگونگی عضویت، اینجـــا کلیک کنید ۱۳۸۸/٢/۱
تلخِ تلخ!
هیچ تلخی نیست بر دل تلخ تر از فراقِ دوستان پر هنر
در روزگاری که رفاقت ها به دلیل مشکلات دست و پا گیر زندگی اجتماعی هر روز کمرنگ تر از پیش می شود و حتی دوستی های چندین و چند ساله به محاق فراموشی می روند، برخی دوستی ها، ماندگار می مانند؛ چرا که از جنس دیگریست. فصل اشتراک ها و علایق و آرمانهای مشترک این رفاقت ها به گونه ایست که دوام و استواری درونی داشته و با سخت تر شدن شرایط بیرونی زندگی و فزونی یافتن گرفتاری ها و ... نه تنها محو که حتی کمرنگ نیز نمی شوند. *** راه اندازی جمع کوچک «خمر کهن»(در ابتدا با نام رندان بلاکش) برای من اگر هیچ فایده ای نداشت (که بسیار داشت!) لااقل این حسن را داشت که دوستان گرانقدر و عزیزی را بیابم. دوستانی که فصل مشترک اجزای رفاقت شان، مفاهیم و موضوعاتی ارزشمندی مانند خودشناسی، عرفان، عشق، مولانا، مثنوی، حافظ، سهراب و ... می باشد. دوستانی که گرچه از طریق دنیای مجازی نت با یکدیگر آشنا شدند، اما رفاقتشان حقیقی می نماید. و در این میان با مردی آشنا شدم که به یکی از بهترین دوستانم تبدیل شد. رفیقی که از او بسیار آموختم و از در کنار او بودن بسیار لذت بردم. دوست و همراهی که در علایقمان وجه اشتراک زیادی یافتم؛ نوعی آزادی، سبکباری و راحت گیری در او دیدم که به آن شدیداً نیاز داشتم. انگار گمشده ی خود را یافته بودم. رفیق و همراه هم در کوه، سفر، جلسات، و ... بودیم. خاطرات بسیار خوشی باقی ماند و اما خود او مثل بسیاری از کسانی که در این کشور نمی مانند، رفت. *** داود عزیز، هر کجا هستی، امیدوارم که سلامت و سعادتمند باشی و روز به روز تجربه های شیرین و ارزشمندی را کسب کنی و هر لحظه آسایش و آرامشی عمیق تر و شعف انگیزتر از پیش داشته باشی. و این را بدان که اینجا دوستانی هستند که دلشان برایت بسیار تنگ شده و تنگ تر نیز خواهد شد. همان ها که در مهمانی خداحافظی ات، بغض کرده بودند و اشک در گوشه چشمانشان حلقه زده بود. همان ها که برایشان حضور در «جلسه خمر کهن»ی که «تو» در آن حاضر نباشی، سخت و دلگیرکننده خواهد بود. امیدوارم شرایط به گونه ای باشد که با میل و رغبت به کشورت بازگردی و دوستانت را از دیدار دوباره ات شاد کنی. دوست و دوستدارت- مصطفی اردیبهشت 1388 [ پست الكترونيك ] |
ارتباط با ما
صفحهٔ اصلی وبلاگ معرفی گروه خمر کهن پست های برگزیده وبلاگ آرشيـو: پيونـدها:
.: لوگوي وبلاگ :. ![]() .: محصولات :. ![]() استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر نام و آدرس وبلاگ بلامانع است ![]() .: خبرنامهٔ گروه :. .: حلقه «خمر کهن»ی ها :. پانویسمصطفی علیزاده علي پاداش حسين صابري منصور بنانی شهره محمدی محمد فیاضی .: سایر دوستان :. گفتگو با خداويژه نامه مولانا-مجله هفت سنگ آموزش فارسي-ويژه آزمون ارشد اندیشهها و افکار مولانا معرفي سي دي مثنوي قونیه،شهر مولانا محمدامین مروتی .: لوگوهای دوستان :.
|