خمر کهن

۱۳۸٦/٥/٢۸
اجرای گروه موسيقي «شمس» در کاخ سعدآباد
كيخسرو پورناظري سرپرست گروه موسيقي «شمس»صبح امروز ، در خانه موسيقي، با اشاره به اينكه امسال از سوي يونسكو با عنوان مولانا نامگذاري شده، گفت: شخصيت و تاثير افكار و انديشه‌هاي مولانا به طوري است كه در جهان در ابعاد گسترده منتشر شده است و هنرمندان زيادي به آن توجه كرده‌اند.

وي افزود: انديشه‌ها و نوشته‌هاي مولانا به 500 زبان دنيا ترجمه شده و مي‌شود و اين خود مايه افتخار و سرافرازي ماست كه مولانا را از آن خود مي‌دانيم و دنباله رو اين بزرگ مرد عشق و عرفان و معنويت هستيم بر اين اساس وظيفه خود دانستيم كه سهم كوچكي در اين بزرگداشت داشته باشيم.

پورناظري ادامه داد: گروه ما ساليان طولاني است كه از اشعار مولانا در كارهايش استفاده كرده و به بركت اين اشعار و انديشه‌ها، آهنگ‌هايي ساخته شده كه مورد استقبال عموم هنردوستان قرار گرفته و اين خود مايه خوشحالي ماست كه بيش از يك ربع قرن است كه اين ارتباط هنري برقرار شده است.

سرپرست گروه شمس در خصوص چگونگي برگزاري اين كنسرت اظهار داشت: كنسرت را در دو بخش موسيقي سنتي و موسيقي تنبور بر اساس اشعاري از حضرت مولانا برگزار مي‌كنيم كه قطعات جديد به همراه چند قطعه از آلبومهاي منتشر شده اجرا خواهد شد.

وي در ادامه درباره نوازندگان ميهمان در اين اجرا گفت: 9 ميهمان از تركيه، 3 سماع‌گر و يك نوازنده ني از قونيه و3 نوازنده چنگ ويلن سل از فرانسه در اين كنسرت ما را همراهي خواهند كرد.

در ادامه تهمورث پورناظري نوازنده تنبور در خصوص اين كنسرت گفت: در اين برنامه گروه شمس به همراه نوازندگان ميهمان در بخش موسيقي تنبور قطعاتي چون براي تو، صاحبان، آن سومرو و در بخش سنتي قطعاتي چون اركستر و آواز، ساقي، سه نوازي سه تار، چنگ و ويلن سل بر اساس روايت مولانا وعاشقان را اجرا مي‌كنيم كه فرشاد جمالي به عنوان خواننده و نجمه تجدد و ندا خاكي به عنوان هم خوان در كنار گروه قرار دارند و در يك بخش فرشاد جمالي به دكلمه خواني مي‌پردازد.

وي در خصوص سماع گران قونيه افزود: اين هنرمندان با اجراي دو سه قطعه روي صحنه به سماع‌گري مي‌پردازند.

اين نوازنده تنبور با اشاره به تغيير مكان كنسرت از نياوران به سعد‌آباد بيان داشت: به دليل تغييرات برنامه مجبور شديم كنسرت را به تعويق بيندازيم كه در اين زمان نياوران برنامه ديگري داشت و با وجود اينكه سن تالار وزارت كشور نيز براي گروه‌ها كوچك بود با كاخ سعد آباد وارد مذاكره شديم و اجرايمان به اين مكان منتقل شد.

مدير گروه شمس درباره تغيير روش اجراي گروه شمس در اجراهاي مختلف گفت:اجراي گروه شمس با اركستر فيلارمونيك اكراين بر اساس موسيقي تنبور، كردي و سنتي بود اما از آنجايي كه سياست‌هاي اجرايي ما بر عدم تكرار استوار است در اين اجرا از سماع گران و چند نوازنده ديگر بر اساس فرمهاي خاص استفاده كرده‌ايم. به طوري كه در هر دو بخش موسيقي به هم پيوسته ارايه مي‌كنيم و به دليل قديمي بودن ساز تنبور و چنگ سعي داريم پيوندي بين اين دو ساز قديمي برقرار كنيم. همچنين آواز متدوال موسيقي سنتي را نداريم بلكه آواز‌ها كوتاه و به برخي به صورت تك خواني و هم‌خواني است.

تهمورث پورناظري با اشاره به قيمت بليت‌هاي اين كنسرت اظهار داشت: قيمت بليطها 10، 15، 20 و 25 هزار تومان است كه البته يك جايگاه‌ به دانشجويان با قيمت‌هاي 6000 تومان اختصاص دارد.

وي افزود:كار تصوير‌برداري اين اجرا برعهده محمد‌رضا هنرمند كارگران سينما و تلويزيون است.

پورناظري در خاتمه با اشاره به توجه موسيقي گروه شمس در آمريكا خاطرنشان كرد:بعد از اجرا در ايران از 14 سپتامبر 10 برنامه‌ در ايالتهاي مختلف آمريكا برگزار مي‌كنيم.

در اين كنسرت كه از 6 تا 8 شهريور برگزار مي‌شود تمام اعضاي گروه شمس حضور نخواهند داشت و در بخش فارس و سنتي و كردي به روي صحنه مي‌رويم.


۱۳۸٦/٥/٢٢
برنامهء جلسهء چهل و یکم

 

چهل و یکمین نشست گروه خمر کهن:

 

   موضوعات:

 

۱. مثنوی‌خوانی: ادامهء حکایت نخچيران و شير، دفتر اول بیت 1114 به بعد / پانویس

۲. ادامهء تفسیر شعر «صدای پای آب» (سهراب سپهری): قسمت چهارم / مصطفی علیزاده

۳. شرح غزل شمارهء  216 دیوان حافظ بمطلع زیر / علی پاداش

 

           آن يار كز او خانه ما جاي پري بود

                                                         سر تا قدمش چون پري از عيب بري بود

 

زمان: پنجشنبه، 25 مرداد، از ساعت 15 الي 17

مكان: تهران، بزرگراه حقانی، پارک طالقانی

 

 دوستاني كه براي اولين بار قصد حضور در جلسه را دارند، جهت هماهنگي و كسب اطلاعات بيشتر، تلفني تماس بگيرند.

 

 


۱۳۸٦/٥/۱٤
گزارش جلسهء چهلم

 

گزارش جلسهء چهلم گروه خمر کهن

 

 

   سحرگه رهروی در سرزمینی                     همی گفت این معما با قرینی

   که ای صوفی شراب آنگه شود صاف            که در کوزه برآرد اربعینی

                                                                                                     حافظ

 

   جلسهء اربعین گروه خمر کهن، بعد از یک هفته تاخیر، در حالی آغاز شد که خانمها نیشابوری و کارگری و آقایان پاداش و علیزاده و نگارنده بروی سکویی در پارک طالقانی نشسته بودند. طبق برنامه، ادامهء مثنوی‌خوانی را پی‌گرفتیم. پس از بیان خلاصه‌ای از داستان شیر و حیوانات، ابیات 1091 الی 1114 دفتر اول توسط پانویس خوانده شد. هنگام تحلیل ابیات، به موضوعاتی از قبیل "پوست و مغز" (ظاهر و باطن، لفظ و معنی)، زدودن زنگار نفس از آینهء دل(فرونهادن "هوی" و دریافت "پیغام هو")، ماندگاری حقیقت، انواع عقل، عقل از دیدگاه مولانا و در مثنوی معنوی، "وسیله"ء بی‌وسیله‌گی در عرفان پرداخته شد.

 

   ذیل بیت:  تا چه عالم‌هاست در سودای عقل            تا چه باپهناست این دریای عقل،

 

اینگونه گفته شد که در مثنوی معنوی مولانا، ابیاتی بظاهر متناقض دربارهء عقل وجود دارد. طوریکه مولانا گاهی عقل را رد می‌کند و آن را مانع انسان در طریق زندگی می‌داند و گاهی آن را بسیار عالی می‌داند(از جمله همین بیت مذکور). جهت بررسی این پرسش، تقسیم‌بندی‌ئی از انواع عقل در عرفان و سپس در مثنوی معنوی گفته آمد.

 

   جان کلام آنکه در زبان مثنوی مولانا می‌توان گفت بطور کلی دو نوع عقل داریم:

 

       1. عقل ممدوح (عقلی که مورد ستایش است و توصیه به بکارگیری آن می‌شود)

 2. عقل مذموم (عقلی که مورد نکوهش است و توصیه به پرهیز از آن می‌شود)

 

1. عقل ممدوح شامل:

 

         الف. عقلی که جهت تدبیر اصلاح امور زندگی و تشخیص نیک و بد است.

         ب. عقل ایمانی:

                     عقل ایمانی چو شحنهء عادل است       پاسبان و حاکم شهر دل است

                     عقل در تن حاکم ایمان بود                   که ز بیمش نفس در زندان بود

         ج. عقل کل ( = عقل کلی = نفس کل = نفس کلی):

                     عقل کل و نفس کل مرد خداست           عرش و کرسی را مدان کز وی جداست

         

 

2. عقل مذموم شامل:

 

          الف. عقل مکار، شیطنت‌کار، فریبکار و حیله‌گر:

 

                     روبها این دم حیلت را بهل                    وقف کن دل بر خداوندان دل

                     (حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو ...)

                      زین خرد جاهل همی باید شدن           دست در دیوانگی باید زدن

 

         که، چنانکه آقای علیزاده نیز اشاره کردند، "ابلهی" و "جنون" و "دیوانگی" نقطهء مقابل این حیله‌گری ذهن است، و داروی درمان آن.

 

           ب. عقل جزئی: ناقص، نارسا و در معرض وهم و پندار:

 

                      عقل جزوی آفتش وهم است و ظن      زآنکه در ظلمات شد او را وطن

                      عقل جزوی را وزیر خود مگیر               عقل کل را ساز ای سلطان، وزیر

 

 

    در پایان پرداختن به انواع عقل از دیدگاه مولانا بودیم که خانم و آقای کاظم، دو مهمان و تازه‌وارد به گروه نیز از راه رسیدند. ورود این دوستان را خوش‌آمد گفتیم و ابراز خوشحالی از آشنایی این دو عزیز نمودیم.

 

    نوبت به علی آقا رسید تا از ادامهء تفسیر "صدای پای آب" سهراب برایمان بگوید. عکاسباشی بدون دوربینمان همراه خود از کوه، کوله‌پشتی پربارش (و انصافاً پربار!) را آورده بود. علی آقا با باز کردن کوله‌اش خاطرهء کارتون تنسی تاکسیدو و پروفسور ووپی هنگامی‌که بدنبال تخته‌سیاه سه‌بعدی‌اش درب اتاقش را باز می‌کرد، را برایم زنده کرد. از پول نفت تا کارت سوخت، بر وزن شیر مرغ و جون آدمیزاد همه‌چیز در این کوله‌پشتی پیدا می‌شد، حتی بالش پر! (بخدا جدی می‌گویم!)

 

    القصه، جناب عکاسباشی اشعار را خواند و تفسیر کرد:

 

 

من به مهمانی دنیا رفتم

من به دشت اندوه

من به باغ عرفان

 من به ایوان چراغانی دانش رفتم

رفتم از پله مذهب بالا

 تا ته کوچه شک

 تا هوای خنک استغنا

تا شب خیس محبت رفتم

 من به دیدار کسی رفتم در آن سر عشق

 رفتم ‚ رفتم تا زن

 تا چراغ لذت

تا سکوت خواهش

تا صدای پر تنهایی

 چیزها دیدم در روی زمین

 کودکی دیدم ماه را بو می کرد

 قفسی بی در دیدم که در آن روشنی پرپر می زد

 نردبانی که از آن عشق می رفت به بام ملکوت

 من زنی را دیدم نور در هاون می کوبید

ظهر در سفره آنان نان بود سبزی بود دوری شبنم بود کاسه داغ محبت بود

 من گدایی دیدم در به در می رفت آواز چکاوک می خواست

و سپوری که به یک پوسته خربزه می برد نماز

بره ای را دیدم بادبادک می خورد

من الاغی دیدم ینجه را می فهمید

در چراگاه نصیحت گاوی دیدم سیر

شاعری دیدم هنگام خطاب به گل سوسن می گفت: شما!

 

 

 

    بعد از تفسیر شعر سهراب و حل انتگرالی چند توسط علی آقا، نوبت به طالبی خنک وعده داده شده رسید. آقا رضا به جمع پیوست و کیسهء پلاستیک حاوی طالبی شیرین و عسل‌ناک(!) را برای بچه‌ها هدیه(!) آورد. تر و تازه، شیرین و آبدار. به به دست مریزاد. البته آقا رضا در پایان توضیح مختصری دادند که اسم آن میوه اخیراً از طالبی به شفتالو تغییر یافته است.

 

    علی آقا کتری و اجاق(!) را از کولهء خود در آورد و بهمت خانم کارگری و پس از خداحافظی با برخی دوستان، بساط چای براه شد و:

 

سخن این به آن: هنیاً لک          پاسخ آن به این که: بادت نوش!

                                                                                                               هاتف اصفهانی

 

    بعد از اعلام رسمی پایان جلسه، از هر دری سخن رفت. خوزه مورینیو، پی‌ار گابریل، توجه قابل‌توجه برخی عناصر غیرخودی به درون گروه، طرح روخوانی قرآن کریم که توسط علی آقا برگزار می‌شود، و دیگر مسائل.

 

    مدیریت محترم نیز در پایان آخر این نشست، موضوعات جلسهء بعد را تعیین کردند و دربارهء آدرس وبلاگ خمر کهن سخنانی چند فرمودند.

 

    تا نشستی دیگر، دادار گیتی‌آفرین یارتان!

 

پانویس!

 

 


۱۳۸٦/٥/۸
برنامهء جلسهء چهلم

 

چهلمین نشست گروه خمر کهن:

 

   موضوعات:

 

۱. مثنوی‌خوانی: ادامهء حکایت نخچيران و شير، دفتر اول بیت 1091 به بعد / پانویس

۲. تفسیر شعر «صدای پای آب» (سهراب سپهری): قسمت سوم / علی پاداش

۳. صرف طالبی شیرین و خنک در فضا و هوای دل‌انگیز پارک طالقانی / گروه

 

زمان: همین پنجشنبه، 11 مرداد، از ساعت 15 الي 16:30

مكان: تهران، بزرگراه حقانی، پارک طالقانی تهران

 

 دوستاني كه براي اولين بار قصد حضور در جلسه را دارند، جهت هماهنگي و كسب اطلاعات بيشتر، تلفني تماس بگيرند تا هماهنگي لازم به عمل آيد.

 

 


[ پست الكترونيك ]