![]() |
|
۱۳٩۱/٢/٢۸
خیام، بزرگ است
امروز را - بیست و هشتم اردیبهشت را- روز بزرگداشت خیام نامیده اند. خیام بزرگ است؛ بزرگ است به خاطر جایگاه علمی اش. به خاطر ابداع تقویم جلالی اش، به خاطر تلاش هایی که در پیشرفت ریاضیات داشته و به خاطر اندیشه و تفلسف خاصش و نیز رباعیاتش... حالا اگر می خواهید خیلی خیلی(!) افتخار کنید به خیام! و بنازید به این که در تاریخ ایران، خیام نامی بوده است با این همه عظمت، لیست زیر را ببینید (که از ویکی پدیا برداشته شده): نامگذاری به نام خیام
* * * و اما آنچه باید از خیام بگیریم :
۱۳٩۱/٢/۸
چندخطی از جلسه 121 ام
یک بهار دیگر برای خمرکهن آغاز شد؛ هفتمین بهار خمر کهن. خوب یادم است شش سال پیش را؛شش بهار پیش. می رفتیم پارک جمشیدیه. جمعمان کوچک بود. داود بود. سامان هم بود و حمید. و دوسه نفر دیگر. عصرهای پنجشنبه بود گاهی و گاه چهارشنبه که دور هم جمع می شدیم. مثنوی می خواندیم و غزل. و گپ می زدیم. هوای تازه بهار بود و وقت نفس کشیدن برگها. ما کم بودیم. اما انگار یک دنیا بودیم. یاد آن روزها، آن اولین بهار، هنوز توی سرمان است. بیرون نمی رود. حالا شده هفت بهار. و صدای داود هنوز توی گوشم است که می خواند: نوبهار است، در آن کوش که خوشدل باشی که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی و ما که باید خوشدل باشیم. * * * سی و یکم فروردین ماه، یکصدوبیست و یکمین بار یود که خمرکهنی دور هم جمع می شدند. صدای آواز پرندگان و نسیم دل انگیز بهاری آدم را وسوسه می کرد که هیچ نگوید. بنشیند و فقط گوش کند به صدای طبیعت. جلسه را مثل همیشه با مثنوی خوانی آغاز کردیم. بهزاد خواند و مثل همیشه دقیق و منظم مواردی را که باید، شرح داد. بعد غزلی از حافظ خواندم. دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم از عشرت طلبی حافظ گفتم و خوش باشی خیامی. خانم محمدی مثل همیشه قطعه ای از فیه مافیه برایمان خواند و توضیحاتی داد. و بعد محمدرضا ، حکایاتی از بوستان خواند و غزلی از دیوان غزلیات سعدی. جلسه که تمام شد، انگار دوستان میل رفتن نداشتند و دقایقی به گپ و گفت کنار هم ماندیم. آنها که بودند: اقایان: بهزاد، محسن، علی پاداش،محمدرضا، حسین، رضا میرکریمی،شهرام. و من. خانم ها: ش.محمدی، م.محمدی،جاویدپور،یوسفی،فروزبخش،فزونی،کرمی،داودزاده.
مصطفی علیزاده ۱۳٩۱/۱/٢٩
یکصدوبیست و یکمین جلسه خمر کهن
دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم * * * اولین جلسه خمرکهن در سال جدید، را روز پنجشنبه سی و یکم فروردین برگزار خواهیم کرد. در این جلسه از دفتر دوم مثنوی، خواهیم خواند و شرح و تفسیر خواهیم کرد و نیز غزلی از حافظ شرح خواهد شد. قطعه ای از فیه مافیه جلال الدین محمد خوانده خواهد شد و به سیاق سال گذشته غزلی از سعدی خواهیم شنید. پنجشنبه 31 فروردین/ ساعت 14:30 تا 17:30/ پارک قیطریه
۱۳٩٠/۱۱/۳٠
گزارش منظوم جلسه 119
تاکنون خمرکهن 119 جلسه برگزار کرده و تا به امروز گزارش هیچ جلسه ای به این صورت منظوم نبوده. از خانم یوسفی سپاسگزاریم بابت سرودن این ابیات جالب و زیبا و همچنین ابتکار جالبشان.
به نام خداوند مستی و شور خداوند نار و خداوند نور کنون خواهم ازرب که در یک کلام به تو جان جانان بگویم سلام یکی جمع دیدم در این پایتخت نشستنگه مردم نیک بخت بُوَد بحثشان مثنوی معنوی بنازد به خمرکهن مولوی به اورمزد شیدِ* صد و نوزده رسیدند یاران خوشرو ز ره بُوَد آن زمان وقت منصورمان بنانی همان مرد پر شورمان خدا را فرا خوانده زاهد شدست غرض را رها کرده شاهد شدست بخواند از برامان ز این مثنوی ز لقمان و خواجه اش تا بشنوی حکیم آنچنان با ولع نوش خورد که خربزه ی تلخ خود شوکه شد همه تلخ و شیرین برای حکیم ز صبرش بُوَد نوش همچون حلیم کسی کو نبردست دل را به صبر که این پاندول خشم ، رود تا به ابر به خشم و به شهوت چو بندی نظر توانی از این حس شوی برحذر شناساند ما را در این دم روان جز او این هنر را که دارد توان خدایا نگهدارش از هر غمی نکو خنده اش نوش بادا همی شنیدیم نظرها پس ِمثنوی فروزبخش ، قاسمی و موسوی شنو در ادامه که فیضی بری کلام حسین شیخنا صابری همی گفتنی ها بگفتا ز عدل که عدل الهی نگنجد به عقل همی بیند انسان خدا را چو خویش ز عدل الهی شود دل پریش ولیکن خداوند اجر و تقاص نشاید شدن همچو انسان قیاس سزاوار دارش به عرش برین که او هست برتر ز هر بهترین سزد تا بسازیم شیرین ، کام پس ِپشت این بحثِ شیرین کلام ز شیرینی و چای و قند و نبات که هستند در بزم ما با ثبات ز من بشنوی موسوی را شناس کجا نیست بر کس از ایشان سپاس بفرمود کامل همه سیر عشق بود از دل و عقل،پسْ سرّ عشق به خواندن گرفتندی از فیه ما و فیه ش نبودی در آنسوی جا همی گفت از حافظ و مولوی ز دست داده ای گر تو این نشنوی به تفصیل فرمود بی عیب و نقص که از صحبتش عارف آید به رقص بماند سالم سر و جان او سرش را فکنده نبیند عدو برفتیم به دنبال سعدی همی به همراه لیدر جنابْ قاسمی شنیدیم از کلیات یک غزل که شد درد عشق از برامان عسل به ایزد که گردد بر او سپهر همه پر ز نور و همه پر ز مهر مدیر گروه سروری نیک نام غلامی همان مرد شیرین کلام مدیریتش بود بس حرفه ای و بهر چنین کار نبُد زو به ای سرانجام ، دل گشت آگاه و دان ز آواز یاران ز این سرّ جان بود ساز سعدی به جمع کوک و ساز چو داریم همچون جنابْ چیت ساز ولیکن نبودند در جمع ما و یا رب مصون دارش از هر بلا شنیدم ز یاری که در حج بُدی ز حاجیه خانم محمّدی که حجش به یزدان مقبول باد و حقا که هر غم از او دور باد و هم میرکریمی نامد پدید که گیرد ز ما چند عکس جدید نبیند خش لنز دوربین تو که مادام از ما بگیری فوتو((photo شنیدم در این جمع از پانویس که سوزند از هجرتش خشک و خیس خودش گر ز ما دور باشد ولیک همانا که یادش بود ذکر نیک نداشتند جمعی ز دوستان حضور خانم ها امیرعلایی و جاویدپور چو پاداش و فیاضی و صادقی فریدزاده آن شاعر لایقی کرمی،فزونی و احسانیان که خالی بُدی جایشان این میان بود مرد بی رنگی و راستی نبینی از او سستی و کاستی همینک مرادم علیزاده است که او هم نیامد در این نشست the time is over چرا که همینک his eyes are now cover خشم from* همه شادمانیم ز خمر کهن همه سودمندیم از این انجمن بسی عذر نیلو ببخشا که چون کم و کاستی بود در این سخُن خدایا چه حاضر چه غایب چه غیر بگردان ایامشان نیک و خیر نیلوفر.یوسفی *اورمزدشید : پنجشنبه *از چپ به راست خوانده شود(معنی:خشم دارد چشمها یش را می پوشاند چون زمان به پایان رسیده است ۱۳٩٠/۱۱/۱٩
فیه ما فیه به روایت زمانی
برنامه آینده شهرکتاب - با حضور کریم زمانی و سهتار نوازی بهداد بابایی.
فیه ما فیه مولانا کتابی است از نوع مجلسگوییهای صوفیانه که با لطایفگوییهای نغز و نکات ظریف درآمیخته است. این کتاب از حیث پختگی و نوع مضامین به مثنوی معنوی بسیار نزدیک است و با دیوان شمس نیز همخوانی دارد. به تازگی شرح کامل «فیه ما فیه» به قلم کریم زمانی و به همت انتشارات معین چاپ و منتشر شده است.
منبع خبر: سایت شهر کتاب
۱۳٩٠/۱۱/٧
حاصل عمر "این دم "است!
آنچه در جلسه صد و هجدهم خمر کهن گذشت
هر که دلارام دید، از دلش آرام رفت چشم ندارد خلاص، هر که در این دام رفت دوباره دور هم جمع شدیم؛ مدت کوتاهی نبودیم. آقا بهزاد که نباشد در فصل سرما، همین می شود دیگر! بهزاد که برگشت، پیغام مهربانانه و مهمان نوازانه اش رسید. و دست به کار تدارک برنامه جلسه صدوهجدهم شدیم. حضور در جمع خمر کهنی ها برایمان غنیمت است؛ از دنیا و متعلقاتش و مصایبش، برای ساعتی رها می شویم. می فهمیم که بقیه ساعات هفته و ماه را که از خودمان غافل بوده ایم، به بطالت گذرانده ایم. انگار حاصل عمر این «دم»هاست. یا می تواند باشد. ... بعداز ظهر پنجشنبه دور هم جمع شدیم. روز خوبی بود. تقریبا همه خمر کهنی ها آمده بودند. آنهایی که هفته ها و ماهها ندیده بودیمشان، هم. تعداد حاضرین از فضای محل جلسه بیشتر بود. تازه تعداد زیادی از دوستان می خواستند بیایند که متاسفانه چون ظرفیت تکمیل شده بود، متاسفانه نتوانستیم از حضور آنها بهره مند شویم نه؛ باید فکری به حال محل برگزاری جلسات بکنیم. منصور بنانی، شکر خدا سلامت و سرحال بود. این اولین جلسه آقا منصور بعد از آن اتفاق ناخوشایند و بیماریشان بود. خوشحال شدیم که دوباره دکتربنانی را در جمع خود دیدیم. دکتر گودرزی را هم با خود آورده بودند؛ که خوشحال تر هم شدیم از دیدن ایشان. علی پاداش هم آمده بود. وقتی داشتم اطلاع رسانی جلسه را انجام می دادم، به دلم افتاد که به علی هم بگویم. اما پشیمان شدم؛ گفتم« هوایی می شود. شاید نتواند بیاید.» علی به تازگی پدر شده است. حالا گرفتاری های دلارام کوچک هم به مشغله های هر روزه ی سابقش اضافه شده. اما انگار تله پاتی اینجا معنی پیدا کرد. دو سه ساعت قبل از جلسه خودش زنگ زد و گفت که می خواهد بیاید. و آمد. آقا محسن غلامی هم آمد. او هم هفته ها غیبت داشت. توی جلسه ها جایش خالی بود و دلتنگش شده بودیم. آمد. و مثل همیشه با یک لطیفه هم آمد. خانم ها محمدی و خانم حسینی هم بودند و خانم جاویدپور که مثل همیشه سر وقت و منظم آمده بود. خانم ها یوسفی و فروزبخش و ابراهیمی هم حاضر بودند. همسر اقا بهزاد- همسفر و همراه خوب سفر تابستانی گروه هم آمده بودند.خانم عریفی هم اواسط جلسه به جمع ملحق شد. محمدرضا قاسمی، مجتبی کبودوندی، آقای چیت ساز، حسین صابری هم بودند. و من و بهزاد. جلسه با مثنوی خوانی آقای بنانی شروع شد و توضیحاتشان که مثل همیشه گرایش به مباحث روانشناسی داشت. داستان لقمان و خواجه اش را شروع کردیم. شاید جلسه بعد به اتمام برسانیمش. بعد از مثنوی خوانی، آقای چیت ساز حکایتی از گلستان را خواندند: بازرگانی را شنیدم که صد و پنجاه شتر بار داشت و چهل بنده خدمتکار. شبی در جزیره کیش مرا به حجره خویش آورد . همه شب نیازمند از سخنهای پریشان گفتن که فلان انبازم به ترکستان و فلان بضاعت به هندوستان است و... لذت بردیم. و بعد نوبت به پذیرایی رسید. اسباب پذیرایی را آقا بهزاد و همسرشان و نیز خانم ابراهیمی و علی پاداش فراهم کرده بودند. علی، شیرینی پدرشدنش را آورده بود. سپس خانم جاویدپور در بحث «نیروی حال» از ذهن و نیروی آن گفت و از کنترل آن البته. بحث به صورت آزاد در آمد و هر کسی نکته ای گفت و بعد بحث مجددا جمع شد. در این خصوص منصور بنانی، دکتر گودرزی، محمدرضا، خانم فروزبخش، خانم ابراهیمی، نگارنده این سطور و چندتایی دیگر هم نظر یا تجربه شان را گفتند. و بعد اتفاق خوش دیگری هم افتاد و خانم امیرعلایی هم که غیبتش به چندماه رسیده بود، شیرینی به دست رسید. گفت: که علی رغم گرفتاری های اسباب کشی، به شوق دیدار دوستان آمده است. و ما هم خوشحال شدیم از دیدارشان. آخرین قسمت جلسه، غزل سعدی بود که محمدرضا خواند و درباره اش صحبت کرد و بهزاد هم به تفصیل درباره آن نکته ها گفت. هزار سختی اگر بر من آید آسان است سفر دراز نباشد به پای طالب دوست و سرانجام بعد از سه ساعت، جلسه به پایان رسید. جای رضا میرکریمی، خانم صادقی، آقای فریدزاده، خانم ها فزونی،کرمی و احسانیان و سایر دوستان غایب خالی بود. چندبار یاد داود عزیز افتادم و جای خالی اش را پرنشدنی حس کردم. من از کنار تو دور افتادهام نه عجب / گرم قرار نباشد، که داغ هجران است از طرف همه اعضای خمر کهن، از بهزاد عزیز و همسر محترمشان بابت میزبانی جلسه صدوهجدهم تشکر می کنم. تا جلسه ای دیگر... مصطفی علیزاده ۱۳٩٠/۱٠/٦
برنامه 117 امین جلسه خمر کهن
یکصد و هفدهمین جلسه مثنوی خوانی گروه خمر کهن، پنجشنبه این هفته برگزار خواهد شد. برنامه این جلسه به ترتیب زیر است: مثنوی خوانی، دفتر دوم ، داستان «آمدن دوستان به بیمارستان جهت پرسش ذاالنون مصری رحمة الله علیه» حسین صابری (45 دقیقه) بحثی در باب مقوله "ذهن" با ارجاع به کتاب نیروی حال - خانم جاویدپور (30دقیقه) سعدی خوانی - محمدرضا قاسمی (25دقیقه) قطعه ای از فیه مافیه، خانم محمدی (10 دقیقه) گلستان سعدی ، آقای چیت ساز (5دقیقه) با توجه به محدود بودن ظرفیت، جهت شرکت در جلسه و اعلام حضور با شماره های 09365313337 و 09121885527 تماس بگیرید. بدیهی ست که امکان حضور فقط برای دوستانی وجود دارد که پیش از پرشدن ظرفیت اعلام نموده باشند و لذا شرمنده دوستانی که پس از تکمیل ظرفیت تماس می گیرند هستیم. زمان: پنجشنبه 8 دی ساعت ١۴ تا 16:30 ( جلسه بدون تاخیر آغاز خواهد شد از این رو از دوستان عزیز تقاضا می شود در ساعت اعلام شده در جلسه حاضر شوند) مکان جلسه اعلام خواهد شد [ پست الكترونيك ] |
ارتباط با ما
صفحهٔ اصلی وبلاگ معرفی گروه خمر کهن پست های برگزیده وبلاگ آرشيـو: پيونـدها:
.: لوگوي وبلاگ :. ![]() .: محصولات :. ![]() استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر نام و آدرس وبلاگ بلامانع است ![]() .: خبرنامهٔ گروه :. .: حلقه «خمر کهن»ی ها :. پانویسمصطفی علیزاده علي پاداش حسين صابري منصور بنانی شهره محمدی محمد فیاضی .: سایر دوستان :. گفتگو با خداويژه نامه مولانا-مجله هفت سنگ آموزش فارسي-ويژه آزمون ارشد اندیشهها و افکار مولانا معرفي سي دي مثنوي قونیه،شهر مولانا محمدامین مروتی .: لوگوهای دوستان :.
|